محمد حسن سمسار
85
جغرافياى تاريخى سيراف ( فارسى )
كعبيه : « اينان پيرو ابو القاسم عبد الله بن احمد بن محمود بلخى معروف به كعبى هستند ( در گذشته بسال 319 ه . ) كه مردى حاطب اليل بود ، يعنى سخن رطب و يابس درهم ميگفت ، و دعوى داشتن دانشهاى گوناگون ميكرد . ولى به خوبى هيچيك از آنها را فرا نگرفته بود و با معتزلان بصرى در چيزهاى بسيار اختلاف داشت « 159 » . » كعبى از مردم بلخ بود . جبائيه : آنان پيرو ابو على جبائى ( ابو على محمد بن عبد الوهاب جبائى 235 - 303 ه . ) هستند كه مردم خوزستان را بفريفت و گمراه كرد ، و در روزگار او معتزلان بصرى بر كيش او بودند ، و پس از وى بكيش پسرش ابو هاشم درآمدند . از گمراهيهاى جبائى يكى آن بود كه ميگفت هرگاه خدا كام بنده خويش را برآورد فرمانبردار بندهى خود گرديده باشد « 160 » . بهشميه : « اينان پيروان ابو هاشم بن جبائى ( در گذشته بسال 321 ه . ) هستند و چون صاحب بن عباد وزير آل بويه مردمان را به كيش ايشان ميخواند . بيشتر معتزلان روزگار ما بر كيش اين دستهاند ، و آنان را ذميه نيز ميگويند زيرا نكوهش مردم را بدون فعل بر مردمان روا دارند . در بيشتر گمراهيها با ديگر معتزلان انبازند و آنان را نيز رسوائىهائى است كه بيش از ايشان كسى نگفته است . پسر جبائى گفت اگرچه زناكارى و خوردن شراب و قذف كردن « 161 » نهى
--> ( 159 ) - الفرق بين الفرق ص 125 و ص 367 . ( 160 ) - الفرق بين الفرق ص 127 و ص 368 الملل و النحل ص 58 . ( 161 ) - قدف نسبت ناروا بزنا و بدى دادن .