محمد حسن سمسار

51

جغرافياى تاريخى سيراف ( فارسى )

عبهره نقل كرده است « 81 » . » نام‌هائى چون ابو الحسن على بن شادان سيرافى « 82 » ، محمد بن بابشاد « 83 » يونس پسر مهران « 84 » سيرافى ، دارابزين « 85 » و بسيارى نامهاى ديگر نشان‌دهنده اين واقعيت است . زيرا ميدانيم كه نامهاى پارسى در نخستين سده‌هاى هجرى ، تنها به زرتشتيان تعلق داشت ، و هنگاميكه كسى بآئين اسلام مىگرويد معمولا نام خود را نيز برميگردانيد . در اين ميان گروه‌هاى كوچكى از پيروان مذاهب مسيحى ، يهودى و آئين‌هاى ديگر بندر سيراف ميزيستند . اما آنچه كه ترديدناپذير است آنكه ، بيشترين مردم را مسلمانان و زرتشتيان تشكيل ميدادند . مسلمين نيز بنا به نوشته استخرى از فرقه « قدريه » بودند . « مردمان سواحل مذهب اهل بصره دارند ، از سيراف تا ماهىرويان تا ارغان به قدر گويند ، و مردم جهرم معتزله باشند . » براى آگاهى بر عقايد فرقه « قدريه » كه مردم سيراف پيرو آن بودند ، بايستى مختصرى در پيرامون فرقه‌هاى اسلامى ، و چگونگى پيدايش آنها به بحث بپردازيم . آشنايان با تاريخ اسلام نيك ميدانند كه شيرازه پيوستگى قبايل صحرانشين عرب ، كه گرفتار نادانى ، فقر ، كشتار ، برترىجوئى و خود بيش‌بينى بودند ، دين مبين اسلام و وجود گرامى رسول اكرم ( ص ) بود . بزرگوارى

--> ( 81 ) - همان كتاب - داستان 46 ص 68 - عبهره از دريانوردان مشهور ايرانى بوده كه هفت مرتبه بچين سفر كرده و از مردم كرمان بوده است . ( 82 ) - همان كتاب داستان 35 ص 97 و داستان 71 . ( 83 ) - همان كتاب ص 98 - داستان 36 . ( 84 ) - همان كتاب ص 106 - داستان 37 . ( 85 ) - همان كتاب ص 115 داستان 93 .