محمد حسن سمسار
44
جغرافياى تاريخى سيراف ( فارسى )
سرانجام بايد گفت كه هرچه مىجست ، مىتوانست در سيراف بدست آرد . تا جائى كه ابن فقيه همدانى در كتاب « مختصر البلدان » از قول اصمعى « 69 » مىنويسد : دنيا سه جاست عمان و ابله و سيراف . « 70 » و هم او بنقل از اصمعى مىنويسد : بهشت جهان سه جاست غوطه دمشق ، و نهر بلخ و نهر ابله ، و حاجت جاهاى جهان « 71 » سه جاست ابله و سيراف و عمان و عروس جهان رى و دمشق است . « 72 » بندر سيراف از نظر اماكن عمومى نيز غنى بود . تعداد زيادى آب انبار براى ذخيره و مصرف آب مردم در اين بندر ساخته شده بود . در سده چهارم هجرى بنا به نوشته استخرى شهر داراى سه مسجد زيبا بود مراكز ديگر چون حمام و غيرو نيز در اين بندر وجود داشت . جغرافيانويسان آنچنان تحت تأثير زيبائى بناها ، ثروت مردم ، رونق بازرگانى ، و نامورى و دليرى دريانوردان سيرافى قرار گرفتهاند ، كه كمتر باوضاع اجتماعى اين بندر پرداختهاند . اما در ميان نوشتههاى آنان اشاراتى وجود دارد ، كه وضع اجتماعى سيراف را كموبيش نشان ميدهد . از جمله اين جغرافيانويسان مقدسى است . وى در مورد مردم فارس با نامهربانى بسيار ياد مىكند . در زمان او بسبب قدرت ديالمه ، مردم فارس آزادى بسيار در مذهب داشتند . و از سختگيرىهاى
--> ( 69 ) - عبد الملك اصمعى اديب و لغتدان نامور در گذشته بسال 214 ه . ( 70 ) - مختصر البلدان - ابن فقيه - ترجمه - ح مسعود ص 18 . ( 71 ) - حاجت جامها بجاى واژه عربى حشوش ( ج . حش ) به كار رفته كه بمعنى بستان ، خرماستان و حاجت جاى است . ( المنجد ص 134 چاپ بيروت 1960 ) و چون سيراف نميتوانسته بستان و خرماستان باشد ، بنابراين براستى نزديكتر است اگر بگوئيم منظور اصمعى از حشوش حاجت جاىها بوده است . بويژه كه نام سيراف همراه با ابله و عمان آمده و اين هر سه از بزرگترين بنادر بازرگانى مشرق در دوران قديم بودهاند . ( 72 ) - مختصر البلدان ص 104 چاپ ليدن .