محمد حسن سمسار
273
جغرافياى تاريخى سيراف ( فارسى )
در اين باره بايد يادآور شويم كه پس از آنكه پرتقاليها در سال 927 ه . بحرين را متصرف شدند ، در زمان حكومت الله ورديخان در فارس ، ركن الدين مسعود فالى كه برادر وزير فيروز شاه حاكم بحرين بود ، از طريق معين الدين فالى از بيگر بيگى فارس درخواست كرد كه پرتقاليها را از بحرين براند . الله - ورديخان نيز اين امر را به معين الدين فالى واگذاشت . او با جمعى از لشگريان فال و اسير و ديگر نواحى گرمسير جنوب فارس بر بحرين حمله برد ، و در سال 1011 هجرى بحرين را متصرف شد . و در همين جنگ بود كه مجروح گرديد و در گذشت . اما اينكه چرا معين الدين فالى سپاه خود را در بندر عسلويه بكشتى نشاند بدان سبب بود كه سيراف لنگرگاهى نداشت كه كشتىهاى بزرگ و كوچك در آن پهلو بگيرند . عسلويه در شرق طاهرى است و لنگرگاه آن در رأس نابند قرار دارد ، كه روبروى بحرين است كه اين همان بندرى است كه ياقوت از آن ياد مىكند . بنابراين شگفتى آقاى ژان اوبن در اين مورد درست نيست . نه تنها در آغاز سده يازدهم هجرى سيراف داراى لنگرگاه مناسب براى پهلو گرفتن كشتى نبود ، بلكه از آغاز سده هفتم هجرى اين وضع در سيراف وجود داشت . چنان كه ياقوت صريحا اين موضوع را يادآور شده است . يكى از علل سقوط سيراف همانگونه كه گفتيم پيشروى دريا بسوى اين بندر ، و شكستن ديوارهاى ساحلى بسبب زلزله در سده ششم هجرى بوده است . چه اگر سيراف از نظر طبيعى قادر بود دوباره بندرى مناسب براى پهلو گرفتن كشتىها باشد . پس از قدرت يافتن امراى فالى و فرو افتادن كيش مجددا تجديد حيات ميكرد . و اينكه فالىها با همه قدرتى كه در كيش و هرمز و بحرين داشتند نتوانستند دوباره سيراف را زنده كنند به همين سبب بود . چنين بود داستان سقوط سيراف بندرى كه روزگارى چشم و چراغ خليج فارس بود .