محمد حسن سمسار
244
جغرافياى تاريخى سيراف ( فارسى )
خليج فارس رفتند و به كار خود ادامه دادند . گروهى از ساكنين اين بندر بسوى نواحى داخلى منطقه سيراف ، چون نواحى آباد و حاصلخيز جم و كران و مناطق ديگر ايراهستان رفتند . پارهاى از مردم نيز بنا بگفته ياقوت به سبب « حب وطن » ، و يا بسبب داشتن پيشهها و هنرهائى كه هنوز در سيراف رونق داشت ، چون امور مربوط بتجارت مرواريد در سيراف باقيماندند . گروهى كه بنواحى ديگر ايراهستان مهاجرت كردند سبب ايجاد شهرها و مراكز جمعيت تازه شدند . از جمله شهر فال پديد آمد كه بعد توسعه يافت . اين ناحيه را اكنون بنام گلهدار مىشناسيم . ميرزا حسن فسائى در فارسنامه ناصرى مىنويسد : « بلوك گلهدار كه در قديم آن را بلوك فال ميگفتند از گرمسيرات فارس در جنوب شيراز است . در ازاى آن از ده شيخ تا قريه پس رودك سى و چهار فرسخ ، پهناى آن از دو فرسخ و نيم نگذرد . محدود است از جانب مشرق و شمال بنواحى لارستان و بلوك علامر دشت و بلوك اسير و از طرف مغرب بنواحى دشتى و بلوك كنگان و از سمت جنوب ببلوك مالكى « 342 » . » وى پس از شرح چگونگى كشاورزى و آبيارى و انواع شكارهاى آن ميافزايد كه « در قديم نام اين نواحى فال بود كه در اصل پال است و قصبه آن را فال ميگفتند و اكنون از آن قصبه دهى در ميانه خرابهها باقيست و آن را نيز فال گويند و علماء و بزرگان ازين قصبه خاستهاند « 343 » . » مانند علامه مولانا - مجد الدين اسمعيل فالى ( درگذشته بسال 666 ه . ) كه چهل سال قاضى القضات فارس بود . و مولانا ركن الدين ابو محمد فالى كه سالها قاضى القضاة شيراز بود و بسال 682 ه . در گذشته . و احمد بن غيسان فالى ( در گذشته بسال 698 ه . ) و
--> ( 342 ) - فارسنامه ناصرى ص 258 ج 2 . ( 343 ) - فارسنامه ناصرى ص 258 ج 2 .