محمد حسن سمسار

17

جغرافياى تاريخى سيراف ( فارسى )

وصفى كه استخرى از شهر كرده نميرود . مگر آنكه بر اثر طول زمان وضع شهر دگرگون شده باشد « 29 » . » اين بود آنچه تاريخ و جغرافيانويسان مشهور دوره اسلامى پيرامون سيراف نوشته‌اند . آنچه از اين پس در كتابهاى جغرافيا مشاهده ميكنيم ، همگى از نوشته‌هاى اين جغرافيانويسان اقتباس شده است . ابو الفدا در كتاب تقويم البلدان خود كه آن را بسال 721 هجرى نوشته است ، از سيراف چنين ياد مىكند : « سيراف بزرگترين فرضه‌هاى فارس است . در آنجا نه كشته‌اى هست و نه گاو و گوسفندى . تنها جاى آمد و شد سفاين است . شهرى است با مردم بسيار . مردم آن ديار در ساختمان خانه‌هاى خود مال فراوان صرف كنند . در اطراف آن نيز بستان و درخت‌زار نيست . بناهايشان از چوب بود ، و نيز چوبى كه از بلاد رنج آورند . سيراف بسيار گرم است و در اللباب آمده است كه سيراف از بلاد فارس است بر ساحل دريا از جانب كرمان « 30 » . » ابو الفدا كليه آگاهيهاى خود را از ديگر جغرافيانويسان پيش از خود گرفته ، و هنگاميكه او كتابش را مىنوشته ، سيراف ديگر آن بندر بزرگ و پر رونقى كه او وصف مىكند نبوده است . حمد اللّه مستوفى در نزهت القلوب كه بسال 740 ه . نوشته شده است سيراف را چنين وصف ميكنند : « سيراف در قديم شهرى بزرگ بوده پر نعمت و مشرع سفر بحر ، در روزگار ديالمه مشرع سفر بحر از آنجا باقيس افتاد . هوايش بغايت گرم است و

--> ( 29 ) - معجم البلدان ج 11 ص 294 - چاپ بيروت . ( 30 ) - تقويم البلدان - ترجمه عبد المحمد آيتى - ص 377 .