محمد حسن سمسار
232
جغرافياى تاريخى سيراف ( فارسى )
نيست و اين داستان را اگر افسانه تلقى كنيم باز هم عجيب به نظر ميرسد « 322 » . » داستان ديگرى در يكى از نسخههاى كتاب صورة الارض نوشته شده كه تاريخ سال 539 هجرى دارد و در حدود دو قرن پس از زمان ابن حوقل برشته تحرير درآمده است . در اين داستان نيز به بازرگانى اشاره رفته ، كه بهنگام مرگ بر يك سوم اموال خود وصيت كرده كه مبلغ آن يك ميليون دينار بوده است ، « جز آنچه نزد شركا و مضاريان » داشته است . « من آنگاه كه موسى پسر را مشت را در عدن ديدم . و اين بسال 539 بود . گفتند كه آلات نقرهى او را وزن كردند هزار و دويست من بود . اين موسى كوچكترين فرزندان را مشت و كم مايهترين آنان بود . و رامشت چهار خادم داشت كه بگفته بعضى ثروت هريك از ايشان بيشتر از ثروت موسى بود . و كاتب را مشت به من نقل كرد وى هنگام خروج از چين در بيست سال قبل پانصد هزار دينار سرمايه داشت . و او همان على نيلى از سواد حله است چون كاتب وى اينچنين توانگر باشد وضع خود او معلوم است . و همين را مشت بود كه ميزاب كعبه را بلند كرد و آن را كه نقره بود به طلا تبديل نمود . كعبه را با استار چين كه بهاى آن بر كسى معلوم نيست پوشانيد . بارى من در زمان حاضر تاجرى را نمىشناسم كه در چگونگى حال و توانگرى و جاه و جلال چون را مشت باشد « 323 » . » براى آگاهى از ميزان ثروت بازرگانان سيرافى و سنجش آن با پول امروز بايد يادآور شويم كه ارزش يك دينار برابر است با يك مثقال طلاى 22 عيار و هر درهم در حدود 12 / 1 دينار ارزش داشته است . ( تقريبا نزديك به يك مثقال نقره ) در سنجش با قيمت امروز طلا ( يعنى مثقالى در حدود / 1500 ريال ) ارزش يك دينار نيز به پول امروز تقريبا / 1500 ريال مىشود . و اگر بخاطر آوريم كه بنا به نوشته استخرى بازرگانى در سيراف ميزيستند كه در حدود 60 ميليون
--> ( 322 ) - صورة الارض ص 57 ترجمه دكتر شعار بنياد فرهنگ ايران . ( 323 ) - صورة الارض ص 257 .