محمد حسن سمسار
212
جغرافياى تاريخى سيراف ( فارسى )
اما بازرگانان و دريانوردان ايرانى در بنادر هند آنچنان نيرومند بودند ، كه هنديها راضى نشدند ابريشم را جز بايرانيها بفروشند . گفتيم كه مهمترين كالاهائى كه از چين بسيراف وارد ميكردند ، دستبافتهاى ابريشمى و كارهاى دستى و مشگ و كافور و كاغذ و ظرفهاى چينى از جاوه و سوماترا و هند ادويه ، عطر ، دارو ، چوبهاى پربهاى صندل ، آبنوس ، عود و كافور و همچنين چوبهاى صنعتى خيزران و ساج بسيراف وارد ميشد . واردات هند را « بربهار » ميگفتند . در مقابل از سيراف انواع پارچه - هاى كتانى ، پنبهاى ، لنگ ، دستمال ، حوله ، پارچههاى پشمى ، فرش ، مرواريد ، ساختههاى فلزى ، طلا و نقره ، عطر ، گلاب بسيار خوب جور و سفرههاى بسيار خوش نقش صادر ميگرديد . گلاب از اقلام مهم صادراتى فارس از بندر سيراف بود استخرى مىنويسد « گلاب پارس از جور خيزد و به دريا بار و حجاز ، و يمن و شام و مصر و مغرب و خراسان ببرند « 297 » . » يكى از صادرات مهم سيراف . نوعى خاك سرخ بود كه آن را به عربى « الطين السيرافى » يا « طين الختمه » مىنامند . اين گل از لوازم التحرير بوده و بجاى لاك مهرى كه امروزه به كار مىبرند به مصرف ميرسيد . ابن خلدون مينويسد : « و شيوه دولتهاى قديم مشرق نيز چنين بود كه بر محل الصاق نامه مهرى ميزدند و بر آن نشانههائى حك ميكردند و آن را در گل سرخ محلولى كه براى همين منظور آماده ميساختند فرو ميبردند و آنگاه كه مهر را برنامه ميزدند نشانههاى مزبور بر روى آن پديد ميآمد . و اين گل در دولت عباسى به ( طين ختم ) معروف بود و آن را از سيراف ميآوردند و چنين به نظر ميرسد كه مخصوص مهر كردن بوده است « 298 » . »
--> ( 297 ) - مسالك و ممالك استخرى ص 133 . ( 298 ) - مقدمه ابن خلدون ترجمه پروين گنابادى ص 526 ج 1 و رسوم دار الخلافه ترجمه محمدرضا شفيعى كدكنى ص 48 و واژههاى فارسى در عربى امام شوشترى انجمن آثار ملى ص 526 .