محمد حسن سمسار

203

جغرافياى تاريخى سيراف ( فارسى )

به مصرف ميرسيد از زنگبار آورده ميشد . از جغرافيانويسان قرن چهارم هجرى مسعودى همراه با ناخدايان سيرافى بسواحل شرقى افريقا سفر كرده ، و درباره درياى زنگبار چنين مىنويسد : درياى زنگ « موجهاى بزرگ دارد چون كوههاى بلند كه موج كور است . يعنى موج بارتفاع كوه بالا ميرود و چون دره‌هاى عميق فرو مىشود ، و مانند ساير درياها موج آن درهم نميشكند ، و كف از آن نمودار نميشود و پندارند كه اين موج مجنون است « 287 » . » « با گروهى از ناخدايان سيرافى كه كشتى دارند چون محمد بن زبد بود سيرافى و جوهر بن احمد كه بنام ابن سيره معروف بود به اين دريا سوار شدم . ابن سيره با همراهان و كشتى خود در اين دريا تلف شد « 288 » . » آخرين بار كه سوار اين دريا شدم بسال سيصد و چهارم بود كه از جزيره قنبلو تا شهر عمان برفتم و در كشتى احمد و عبد الصمد برادران عبد الرحيم بن جعفر سيرافى از مردم محله ميكان سيراف بودم كه آنها نيز با كشتى خود و هركه در آن بود در اين دريا غرق شد . . . . من به چندين دريا چون چين و روم و خزر و قلزم و يمن بكشتى سوار شده و بدرياها خطرها ديده‌ام كه از بس فزونست شمار نتوانيم كرد ، ولى هول انگيزتر از درياى زنگ كه گفتم نديده‌ام » اين نوشته مسعودى شجاعت و مردانگى دريانوردان و ناخدايان سيرافى را به خوبى نشان ميدهد . مسعودى همه جا از ناخدايان سيرافى سخن ميگويد . وى غالبا ميگويد : « از ناخدايان سيرافى شنيدام . » « بسيارى از ناخدايان اين دريا و كشتيبانان سيرافى كه دريا را مىپيمايند گويند « 289 » »

--> ( 287 ) - مروج الذهب ص 104 ترجمه پاينده . ( 288 ) - مروج الذهب ص 105 ترجمه پاينده . ( 289 ) - مروج الذهب ج 1 ص 113 .