محمد حسن سمسار

160

جغرافياى تاريخى سيراف ( فارسى )

خود نيز تحت تأثير فرهنگ ايران قرار داشتند و بعدها نيز بيشتر قرار گرفتند . اگر بگوئيم كه ايرانيان با گرويدن باسلام بناچار بايستى آداب و سنن مذهبى را نيز بپذيرند ، آنگاه شرايط ديگر يعنى زمان و آمادگى پذيرش لازم است . سده‌ها به طول انجاميد تا اين دو عامل ، آن هم نه بطور كامل ، فراهم شد و آداب مذهبى در ايران ريشه دوانيد و توانست جائى براى خود در كنار ديگر آداب و رسوم ايرانى باز كند . اسلام پس از خارج شدن از چهار ديوارى جزيره العرب ، با تمدنهاى بزرگى چون فرهنگ ايران و روم و مصر و جز آن روبرو گرديد . هريك از اين كشورها آداب و رسوم ويژه خود داشتند . اين رسوم در امور سياسى و اقتصادى و اجتماعى به كلى با آنچه تازيان داشتند متفاوت بود . اسلام نميتوانست بيك باره همه اين قوانين و رسوم و عادات را دگرگون كند . « به همين جهت در اجتهاد و قياس با رعايت مقتضيات محيط ناگزير بودند ، زيرا اسلام براى تخريب عادات و رسوم كليه ملل نيامده است . بلكه آنچه را بنفع جامعه دانسته تثبيت نموده و آنچه را زيان‌آور بوده ممنوع ساخته است « 250 » » ميدانيم كه اسلام حتى در گهواره خود يعنى جزيره العرب نيز نتوانست تمام سنن و آداب را دگرگون سازد ، و چه بسيار از آداب عصر جاهليت كه در اسلام باقى ماند . در چنين شرايطى چگونه ميتوان باور داشت كه ملت ايران با مسلمان شدن يكباره همه آداب و سنن چند هزار ساله خود را بفراموشى سپرد و آداب جديد را پيرو شود . ايرانيان در اين دوره مردگان خود را بجاى نهادن بر برج خاموشان در

--> ( 250 ) - راهنماى مذهب شافعى - سيد محمد شيخ الاسلام كردستانى ص 4 .