محمد حسن سمسار
155
جغرافياى تاريخى سيراف ( فارسى )
اين كار بفرمان ميكنم و از جاى ديگر مرا ميفرمايند . پس برخواند قول الله تعالى : وَ اللَّهُ يَعْلَمُ الْمُفْسِدَ مِنَ الْمُصْلِحِ چون شيخ مرشد قدس الله روحه العزيز اين بفرمود حاضران بسيار بگريستند و وقتى خوش پديد آمد . پس بدانستند كه مقصود شيخ مرشد قدس الله روحه العزيز اين اشارت پيغامبر است صلى الله عليه و آله و سلم كه بخواب نموده بود . پس گفت حق تعالى مقصود وى بر نيآورد اگر توجه وى براى كار دنيا باشد حق تعالى مرا دوى برآورد بخيران ان شاء الله . نقلست كه چون مرشد قدس الله روحه العزيز بنياد مسجد مينهاد استاد را گفت كه احتياط نگاه دارد . استاد از بس كه احتياط قبله مىجست مانده گشت . شيخ قدس الله روحه العزيز بمعاملتى كه حق تعالى داده بود حجاب از پيش چشم استاد برگرفت و كعبه بوى بنمود گفت اى استاد حرم كعبه ميبينى ؟ گفت بلى . گفت بنياد مسجد در مقابل كعبه بنه . استاد اساس مسجد را در مقابل كعبه نهاد و اصل مسجد جامع و بقعه شيخ مرشد قدس الله روحه العزيز و عمرها الله - تعالى يوم الدين آن بوده است و آن محراب كهنه است كه نزديك زير چراغ است « 246 » . » نمونه ديگر اين مشكل را در كار ساختمان مسجد جامع شيراز مىيابيم كه بفرمان عمرو ليث صفارى بناى آن بسال 281 هجرى بپايان رسيده است . چون عمرو ليث بناى مسجد جامع شيراز را آغاز كرد در جستجوى چوبهاى مناسب براى پوشش مسجد برآمد . به او خبر دادند كه در سروستان در باغ پيرزنى زاهده بنام « عتقه » چوبهاى مناسب مسجد يافت مىشود . عمرو فرمان داد تا چوبهاى لازم را از باغ پيرزن خريدارى كرده بشيراز آورند . پيرزن چون از نيت عمرو ليث آگاه شد چوب لازم را در اختيار فرستادگان عمرو گذاشت و گرفتن پول آن را ببعد موكول كرد . چون بناى مسجد پايان گرفت و چوبهاى پيرزن در بنا به كار رفت ، وى
--> ( 246 ) - ص 32 فردوس المرشديه فى اسرار الصمديه چاپ طهورى .