محمد حسن سمسار
92
جغرافياى تاريخى سيراف ( فارسى )
درباره اينكه مردم سيراف پيرو كدام فرقه از فرقههاى بيست و دوگانه قدريه بودند ، بايد يادآور شد كه اصول پنجگانهايكه از آن ياد كرديم مورد تائيد و اعتقاد همه فرق معتزله بود . اما شواهدى در دست است كه اراء و عقايد تازهايكه بوسيله هريك از پيشوايان معتزلى عرضه ميگردد . مورد قبول بيشتر اين فرقه واقع ميشد ، و آراء تازه مىتوانست اكثريت پيروان اين فرقه را جلب كنند . گواه آن هم نوشته ابن نديم در مورد ابو الحسن على بن ابو البشر اشعرى ( 260 - 324 ه . ) و پيروان سيرافى اوست . وى مىنويسد : « ابو الحسن على بن اسماعيل بن ابو البشر اشعرى ، از مردم بصره بود . در ابتداء از معتزليان بشمار ميرفت و سپس از عقيده بعدل و خلق قرآن دست برداشته و توبه كرد و در روز جمعه در مسجد جامع بصره بر كرسى بالا رفته و با صداى بلند گفت : آنان كه مرا ميشناسند شناختهاند و آنكس كه مرا نميشناسد ، خود را بوى معرفى مينمايم ، من فلانى پسر فلانى هستم و ميگفتم كه قرآن مخلوق است و ديدگان خدا را نبيند و كارهاى زشت و پليد هم از من است و من از آن توبه نموده و دست برميدارم و عقيده برد معتزليان دارم و فضايح اعمالشان را نشان خواهم داد . و ابن البو البشر شوخمشرب و بذلهگويى داشت و در . . . . . وفات يافت اين كتابها از اوست . . . . . . و از پيروان او دميانى و حمويه بودند كه هر دو از مردم سيرافند و او را در دروغها و آشوبگريهايش كمك و يارى نموده و عالم بمذاهب او بودند و كتابى از ايشان بدست نياوردهام « 169 » . » از آنجا كه ابو الحسن اشعرى از شاگردان ابو على است ، ميتوان نتيجه گرفت كه مسلمانان سيراف از پيروان ابو على يعنى از فرقه جبائيه بودند . و نيز ميبينيم كه صاحب ابن عباد وزير مشهور ال بويه كه از مروجين
--> ( 169 ) - الفهرست ص 339 .