رشيد الدين فضل الله همدانى

33

جامع التواريخ ( تاريخ اقوام پادشاهان ختاى ) ( فارسى )

سال به عدل و راستى گذرانيده ، و سى سال ظلم و تعدّى فراوان كرده ، چنان كه مردم را مىكشت و جگرشان مىخورد ، و آهن گرم كرده در بغل مردم مىنهاد ، و پايهاى مردم مىشكست ، و از اين شيوه بىراهيها مىكرد . و خاتونى داشته نام او داگى « 1 » ، و او را بغايت دوست مىداشته ، و به سخن او كار كردى ، و نوكرى بغايت بهادر داشته ، نام او اولى « 2 » ، او را فرمود تا در همه شهرها جهت او شراب و طراسون بسيار جمع كند ، و سرايى بزرگ ساخته و آن را چينگ ييگون « 3 » نام نهاده ، يعنى سراى شب دراز ، و تمامت سوراخهاى آن گرفته بودند تا بكلّى تاريك شود ، و شمع بسيار برافروختى ، و مدّت [ صد ] شبانروز شراب خوردى و گفتى اين مقدار يك شب است ، و بر اين شيوه زندگانى بد مىكرد و ظلم بسيار . اين جو وووانگ به قصد او لشكر كشيد ، چون وصول او شنيد ، از ترس و هيبت او جامهء خود در سر پيچيده خود را در آتش انداخت تا بسوخت ، و خلق از دست او خلاص يافتند ، و آن مملكت نيز مسخّر جو وو وانگ گشت ، و او پادشاهى عادل بوده و امور مملكتش بغايت مرتّب و مضبوط . و پسرش چينگ وانگ « 4 » مذكور به جاى او بنشست ، و بعد از او پسر او كنگ وانگ [ r 399 ] و آنگاه پسرش جى وانگ ، و او پادشاهى بزرگ و مبارك بود ، و از جمله حوادث كه در زمان او افتاده ، يكى آن است كه پيش از آن در ممالك ختاى « 5 » و هند « 6 » مذاهب مختلفه داشته‌اند كه بر آن مىرفته ، لكن شخصى كه دعوى پيغامبرى كند و او را ملّتى و راهى باشد كه خلق متابعت آن كنند نبوده . و در عهد اين پادشاه شكمونى « 7 » بر خان كه اقوام هند و كشمير « 8 » و تبت « 9 » و ختاى و

--> ( 1 ) . Daji ( 2 ) . Wulai ( 3 ) . Changyegong ( 4 ) . Chengwang ( 5 ) . Hitai ( 6 ) . Hind ( 7 ) . Shijiamouni , Sakamuni Burhan ( 8 ) . Kasmir ( 9 ) . Tibet