رشيد الدين فضل الله همدانى
21
جامع التواريخ ( تاريخ اقوام پادشاهان ختاى ) ( فارسى )
پادشاه را در خاطر آمده كه اين سلاح لايق آن است كه آن ديو را بدان تدارك كنند . چون بيدار شد ، صورت آن ياد داشت ، و آنچنان ترتيب كرده ، به جنگ ديو رفت ، و او را تير زد و بكشت ، و خلق از شرّ او خلاص يافتند . و در آن زمان ابريشم و جامهبافى هنوز نبود ، و مردم برگ درخت مىپوشيدند . اين پادشاه هم در خواب بهشت را ديده و بهشتيان جامه پوشيده ، حال آن پرسيد و بياموخت ، و چون بيدار شد به تدبير [ آن ] مشغول گشت تا ابريشم ساخت ، و جامه بافت و بدوخت ، و مردم را بياموخت . و در عهد او شخصى پيدا شد ، نام او لوبان « 1 » ، و استادى ماهر بود و كارهاى معظم آغاز كرد ، كشتى و طبق و آلتهاى چوبين او ساخت ، و شهر ساختن از چوب او بنياد نهاد ، و تابوت جهت مرده هم او اختراع كرد ، و پيش از آن آدمى مرده را دفن نكردندى [ r 396 ] و بينداختندى . اين پادشاه فرمود كه مردگان را دفن كنند . و از جمله ياساقهاى او يكى آن بود كه هر مرده كه از نسب پادشاهان باشد ، هفتمروز او را از خانه بيرون برند ، و در صحرا به موضعى بنهند ، و هفت ماه آنجا بگذارند ، و بعد از آن در گور نهند ، و بلندى گور ايشان سه قلاج « 2 » باشد ، و درخت سرو بر سر آن بكارند ، و عموم مردم را سه روز در خانه رها كنند ، و سه ماه در صحرا ، و بعد از آن دفن كنند ، و بلندى گور ايشان چهار گز باشد ، و درخت بيد بر سر آن بكارند . و آن پادشاه نه پاره شهر را بنا كرده ، بدين تفصيل : يون جيو « 3 » ، سينگ جو « 4 » ، گى جيو « 5 » ، سو جيو « 6 » ، يوجيو « 7 » ، بين جيو « 8 » ، لانگ جيو « 9 » ، چو جيو « 10 » ، يانگ جيو « 11 » . و تمامت را معمور گردانيده به پسر سپرد . بعد از انقضاى دور فرزندان و
--> ( 1 ) . Luban ( 2 ) . Qulag ( 3 ) . Yongzhou ( 4 ) . Qingzhou ( 5 ) . Jizhou ( 6 ) . Xuzhou ( 7 ) . Yuzhou ( 8 ) . Yanzhou ( 9 ) . Liangzhou ( 10 ) . Chuzhou ( 11 ) . Yangzhou