رشيد الدين فضل الله همدانى
16
جامع التواريخ ( تاريخ اقوام پادشاهان ختاى ) ( فارسى )
و تن خوانگشى كه پادشاه دوم بوده ، نامش تن است و خوانگشى لقب ، و در قديم پادشاهان آنجا را لقب خوانگشى بوده ، و اين زمان شى مىگويند . و اين دوم پادشاه مذكور پادشاه آدميان بوده ، لكن يك تن چون تن مار ، و ده سر چون سر آدمى داشته ، و او را سيزده برادر بودهاند ، و بر همان شيوهء پادشاه اوّل زندگانى كرده ، در عهد او با يكديگر حسابى [ كه ] كردندى بر شاخ گياه يا درخت گره زدندى ، و از آنجا فهم كردندى . و دى خوانگشى « 1 » پادشاه سوم يك تن همچنان داشته [ است ] و ده سر ، و او را يازده برادر بودهاند . و ژن خوانگشى « 2 » پادشاه چهارم را يك تن و نه سر بوده و نه برادر داشته ، و عادت و شيوهء آن هر دو چون عادت و شيوهء پيشين بوده . و اولونگى « 3 » كه پادشاه پنجم بوده ، و پنج پادشاه ديگر كه از پس او بودهاند ، جمله يك طريقه و شيوه داشتهاند ، و در عهد ايشان درخت ميوهدار پيدا شده ، و مردم آغاز ميوه خوردن كردهاند ، و هنگام گرما بر درختها رفتندى و گاه سرما در سوراخها ، و حال آفتاب و ماه در آن زمان فهم كردهاند . و پيش از آن آتش افروختن نبوده ، و در آن عهد چوب بر چوب ماليدندى تا آتش از آن پيدا شدى . و اوّل خون آهو خوردندى ، پس از آن سنگ به آتش گرم مىكردند ، و بر سر گوشت مىانداخت تا بريان مىشد و مىخوردند ، و مجموع ايشان بر اين عادت مىرفتند كه ذكر رفت ، و هنوز انسانيّت تمام بر ايشان اطلاق نرفته [ بود ] . بعد از پادشاه دهم مذكور ، دولت اين طبقه منقطع گشته و به قومى ديگر منتقل شده .
--> ( 1 ) . Dihuangshi ( 2 ) . Renhuangshi ( 3 ) . Wulongji