رشيد الدين فضل الله همدانى
2
جامع التواريخ ( تاريخ اقوام پادشاهان ختاى ) ( فارسى )
مصطلح مختلف . و ولايتى ديگر است در شرقى ولايت مذكور مايل به جنوب كه ايشان آن را منزى « 1 » مىگويند ، و مغولان ننگياس « 2 » ، و هندوان مهاچين « 3 » ، يعنى چين بزرگ ، و ساير مردم چون معنى مها « 4 » به هندى ندانسته ، ماچين مىگويند ، و ولايت چين به نسبت ماچين از ده يكى نهادهاند . و نوين اعظم فولاد آقا « 5 » ، زيد عدله ، تقرير فرمودن كه آن ولايت ماچين به حساب نهصد تومان « 6 » در دفتر آمده ، به موجبى كه آنجا شماره مىكنند و به شماره درمىآرند . و شهرى بغايت بزرگ در آن ولايت هست كه آن را خنساى « 7 » مىگويند ، و قطر آن ، يعنى از بارو تا به باروى ده فرسنگ است ، و در آن شهر سه يام نهادهاند ، و تمامت خانههاى ايشان سه طبقه است . و در شهر مردم مسلمان را چون احتياط كنند يكيك توان ديد . و آنجا سه مسجد جامع بغايت بزرگ هست ، و روز آدينه هر سه از مردم مسلمان پر باشد . و از غايت كثرت خلق شهر در روزهاى ديگر ايشان را بنادر توان ديد ، و اهل شهر كمتر يكديگر [ را ] شناسند از غايت انبوهى . و اين ولايت مذكور در اين قرون آخر تختگاه پادشاهان اصلى آن ممالك بود . و ولايتى ديگر است در جنوب غربى ختاى كه ايشان آن را داىليو « 8 » مىگويند ، و مغولان قراجانگ « 9 » ، و هندوان كندهر « 10 » ، يعنى [ . . . ] و نزد ما به قندهار مشهور است ، و اين ولايت در ميان هندوستان و تبت افتاده و در يك نيمهء آن مردم سياهاند ، و در يك نيمه سپيد ، و مغولان آن يك نيمهء سپيد را چغان جانگ « 11 » گويند . و در شمالى ختاى اقوامى صحرانشيناند ، همچون تركمانان در اين
--> ( 1 ) . Manzi ( 2 ) . Nangiyas ( 3 ) . Mahacin ( 4 ) . Maha ( 5 ) . Fulad Aqa ( 6 ) . Tuman ( 7 ) . Hinsai ( 8 ) . Dali ( 9 ) . Qara Gang ( 10 ) . Gandhara ( 11 ) . Cagan - Gang