رشيد الدين فضل الله همدانى
پيشگفتار 12
جامع التواريخ ( تاريخ اقوام پادشاهان ختاى ) ( فارسى )
پادشاه اسلام ، خلّد ملكه فرمود تا تواريخ احوال آن مملكت و پادشاهان آنجا بر سبيل ايجاز و اختصار الحاق كرده شود . بر وفق فرمان نافذ ، لا زال نافذا و مطاعا ، از حكماى ختاى : ليتاجى و كمسون نام ، كه هر دو بر علم طبّ و نجوم و تاريخ ختاى واقفاند ، و بعضى از آن كتب از ختاى با خود آورده و آن معانى را مستحضر ، كتب تواريخ كه داشتند حاضر گردانيدند و تقرير كرد ، كه هرچند تاريخ اهل ختاى عظيم قديم است ، و عدد سالها و ادوار ايشان به موجبى كه پيش از اين با خواجه نصير الدّين تقرير كردهاند ، لكن تاريخى كه اسامى پادشاهان آنجا در آن مشروح و مفصّل است ، و بنياد حكايات بر آن نهاده ، و در اين وقت [ a 642 ] ميان اهل ختاى شهرتى دارد ، و تاريخى درست و محقّق [ است ] ، و تمامت حكما و دانايان بر آن اعتماد كرده ، كتابى است كه آن را سه حكيم معتبر باتّفاق ساختهاند : يكى را نام فوهين خوشانك ، فوهين اسم است ؛ و خوشانگ صفت ، يعنى بخشى . . . و ديگر را نام فيخوخوشانگ . . . و نام ديگر شيخون خوشانگ . . . ايشان هر سه آن تاريخ را از كتب قديم انتخاب كردهاند و با حكما و دانايان وقت تصحيح و مقابله كرده و جمله بر آن گواهى نبشته كه با كتب قديم مقابل است و در آن هيچ شبهتى نه . » [ تاريخ چين ، ( همان ) صص 7 - 8 ] با اين اشارت درمىيابيم كه رشيد الدّين و دستياران او با برگزيدن دو پزشك اخترشناس كه بر تاريخ نيز وقوف كامل دارند ، ليتاجى و كمسون ، اثرى برمىگزينند كه آن اثر ساختهء سه بخشى - روحانى بودايى - از تاريخهاى كهن است كه به وسيلهء « حكما و دانايان وقت تصحيح و مقابله » شده است و مسجّل گرديده ؛ و « بعد از آن نوبتى ديگر حكيمى تصحيح آن كرده » ! با اين توصيفات پيداست كه دامنهء استقصاء و بررسى دراز دامن است و تدوين تاريخ چين بدين كيفيّت چه مايه برتريها دارد .