رشيد الدين فضل الله همدانى

21

جامع التواريخ ( تاريخ آل سلچوق ) ( فارسى )

نظام الملك وزير صواب نديد ، گفت : خويشان را كشتن خطا و نامبارك بود . الپ‌ارسلان ايشان را به سرحدّ مملكت فرستاد * ، تا در ثغور اسلام اقامت كنند ، و از ايشان رسوم امارت و ملكى براندازند ، تا در مذلّت و مسكنت مىباشند . پس ديار بكر و رها معيّن كردند ، و سليمان شاه پدر سلاطين روم است ، و الپ‌ارسلان در ذو الحجّهء اين سال بيامد و بر تخت نشست ، سليمان را بر كنار گرفته ، و پادشاهى خراسان و عراق بر او مقرّر شد . و نام طغرل بك بر سر منشورها السلطان ابو طالب طغرل بك محمّد بن ميكائيل بود ، و اوّل ملكش در سنهء تسع و عشرين و اربعمايه اتّفاق افتاد ، و وفاتش به در شهر رى به ديه طجريشت بود كه خانهء او بود ، در سنهء خمس و خمسين و اربعمايه نماند . مدّت ملكش بيست و شش سال بود . طغرل بك به خواب ديد كه او را به آسمان بردند ، و پرسيدند كه چه مىخواهى ؟ گفت : عمر دراز ، گفتند : ترا هفتاد سال عمر است ، چون به هفتاد رسيد ، طغرل بك در بيمارى با اركان دولت گفته بود كه مثل مردم بيمار چون حال گوسفندى است كه دست و پاى وى مىبندند تا پشمش ببرند ، و پندارد او را خواهند كشت ، اضطراب نمايد . چون بگشايندش شاد شود . و هربار كه پشمش برند همين‌حال باشد ، تا اين معنى او را عادت شود و طبيعت ، و از ناگاهش يك بار ببندند و بكشند . حال اين‌همه بيمارى چون دست بستن آخرين است . و در اين مدّت او را چندين وزير بودند : الوزير : سالار ابو القسم بوزجانى . الوزير : ابو القاسم كومانى . الوزير : احمد دهستانى . الوزير الاجل : عميد الملك ابو نصر كندرى عميدوك . الحجّاب : عبد الرّحمن الپ زن الآغاجى .