محمد حسن خان اعتماد السلطنه

19

تطبيق لغات جغرافيايى قديم و جديد ايران ( فارسى )

مكرمت پادشاهى كمتر از ديگران بهره يافتم بلكه مرا هم همان نعمت شامل گشت ولى به اندازه‌اى دور از رسم و راه اسراف و تبذير به مصرف معيشت و مايلزم نوكرى خود رساندم و باقى را صرف تهيه و تدارك لوازم خدمت ملت نمودم . بناهاى آباد گردد خراب * ز باران و از تابش آفتاب بيفكندم از نثر كاخى بلند * كه از باد و باران نيابد گزند بر اين نامه بر عمرها بگذرد * همى خواند آن كس كه دارد خرد كند آفرين بر جهاندار شاه * كه بى او مبيناد كس پيشگاه بالجمله دانشمندان فاضل متبحر از هر ملت كه يافتم دور خود جمع كردم و به قدر استطاعت كفالت ايشان نموده و مىنمايم اگرچه نان جوين و جامهء پشمين من درخور معاش ايشان نيست چون در عنصر خود قرار گرفته و چنانند كه السمك فى الماء با من و اين آب و نان قليل ساخته‌اند و خيالات ديگر را به دور انداخته اللهم كثر امثالهم و ضاعف اقبالهم . نيز زياده از چهار هزار جلد كتاب از هر زبان از فرنگ و مصر و قسطنطنيه و هند خريده‌ام و به اعانت آن اشخاص و معاونت اين اسباب از مدد بخت به اين سعادت رسيده اگر با آنها كه امروز محشورم اغلب قدر مرا ندانند ممكن است بعد از صد سال ديگر كه رسم برپا نمودن مجسمهء دانشمندان در ايران برقرار شود فرضا كه از فلزات گرانبها و احجار نفيسه به پاداش خدمات علميه كه نموده‌ام مجسمهء مرا نسازند اقلا از گل و گچ آن را مجسم دارند . آخرالامر در اين وقت به اميد قدردانى و خدمت‌شناسى ولىنعمت بىمنت و جمعى از هموطنان بىغرض نكته فهم معاصر وعده مىدهم كه به يارى خداى متعال و اقبال شاهنشاه با شوكت و جلال تاريخ صحيح بىحشو و زايد ايران را كه غيرمشوب به خرافات و افسانه باشد از طبقهء پيشداديان تا زمان شروق و ظهور نير اعظم اسلام در چند مجلد