عباس اقبال آشتيانى

18

تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )

مركزى اين ناحيه را كه در قديم مسكن تخارهاى آريائىنژاد بود بتدريج ترك كردند اگرچه باز آداب و تمدن آرياهاى آسياى غربى غلبه داشت ولى قوم تخار از ميان رفت و اويغورها كه اول طايفه‌اى از تركان زردپوستند كه به تمدّنى عالى آشنائى پيدا كرده‌اند جاى ايشان را گرفتند . از آثارى كه اين اواخر در شهرهاى مختلفهء گبى و تركستان شرقى مخصوصا در تورفان بدست آمده ثابت شده است كه تمدّن قوم اويغور به كلى تمدّنى آريائى است و چندان اثرى از تمدّن چينىها در آن مشهود نيست مخصوصا وضع لباس و نقاشى و غيره از ايرانيها مقتبس است و همين نكته مىفهماند كه ارتباط اويغورها با همسايگان آريائىنژاد مغرب ممالكشان بيشتر بوده است تا با چينىها . امر ديگرى كه نفوذ تمدّن ايرانى را در ميان قوم اويغور شدّت داده معتقد شدن جماعتى از ايشان بوده است بمذهب مانى . مانويّه چنان كه بايد بدانيم مردمى باذوق و هنردوست و طرفدار جدى زيبائى و جمال بودند مخصوصا سبك نقاشى خاصى داشتند كه منشأ آن همان نقاشى ايرانى عهد ساسانى بود . قوم اويغور از معلمين ايرانى خود اين نقاشى را اقتباس مىكردند و كتب و آثار و ابنيهء مذهبى خود را به همان سبك تزيين مىنمودند . اين سبك نقاشى اويغورى كه اين اواخر آثار زياد از آن كشف شده پس از استيلاى مغول بر تركستان شرقى بتوسط اين قوم اخير بچين رفته و در چين تغييراتى در آن وارد شده و همين نقاشى است كه در عهد انتشار مغول در ايران بار ديگر به مملكت ما برگشته و سبك نقاشى و تذهيب عهد مغول و تيمورى و صفوى از آن بيرون آمده است . قوم اويغور چنان كه گفتيم همه بدين مسيح و بودائى و مانوى معتقد بودند و اسلام هيچ‌وقت در ميان ايشان راه نيافته بود . در ميان اقوام ترك مشرق سمرقند و سيحون اول قومى كه قبول اسلام كردند طايفهء قرلق بودند كه ابتدا در حدود جبال تارباگاتاى سكونت داشتند و همين قومند كه قبل از اسلام آوردن اويغورها را در گرفتن ناحيهء اورخن و مغولستان شمالى كمك كرده و در سال 134 امپراطور چين را شكستى سخت داده بر ولايات كاشغر و ختن