عباس اقبال آشتيانى
13
تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )
خوارزمشاه عدّهاى از سپاهيان خود را از همدان به اسدآباد فرستاد ولى چون زمستان بود لشكريانش در گردنهء اسدآباد از برف و سرما صدمهء زياد خوردند و قسمت قليلى از ايشان بعراق برگشتند و سلطان مصمم شد كه تهيهء كار خود را براى تسخير بغداد و سركوبى خليفه ببيند ولى چون از كار ممالك اصلى خود و ماوراءالنهر اطمينان خاطر نداشت بخراسان عودت نمود . سلطان محمد نظر به آنكه نسبت به خليفه و طبقهء روحانيين كه اطاعت خليفه را فرض ذمهء خود مىدانستند اعتماد نداشت و سكنهء بلاد تابعهء خود را هم زياد مورد اطمينان خويش نمىديد از تركان دشت قبچاق يعنى قوم فنقلى كه مادر او تركان خاتون نيز از ايشان بود لشكريانى بعنوان قراول درست كرد و آن جماعت بىرحم خونخوار را طرف اعتماد خود قرار داد و تركان مزبور به حمايت تركان خاتون زمام اختيار كارها را در دست گرفتند و در حقيقت براى سلطان محمد قدرتى باقى نگذاردند و تركان خاتون كه باستظهار اقوام ترك خود عنان امور را در دست داشت همواره با سلطان محمد اختلاف حاصل مىكرد و سلطان چارهاى نمىديد كه جز آن در غالب موارد از رأى مادر خود و تركان قبچاقى اطاعت كند و در واقع آلت اجراى مقاصد ايشان باشد و اين امر يكى از علل عمدهء ضعف قدرت خوارزمشاه و از اسباب برافتادن دولت او بود . يكى از حركات زشت سلطان محمد كه باعث رنجش خاطر مادر او تركان خاتون و طبقهء روحانيين و اكثر رعاياى او گرديد قتل شيخ مجد الدين شرف بن المؤيد بغدادى عارف معروف است . شيخ مجد الدين بغداذى شاگرد عارف بزرگ شيخ نجم الدين كبرى مؤسس طريقهء عرفاى كبراويه بوده و بعد از مراد و امام خود در خوارزم مقامى معزز و پيروان بسيار داشته و اصحاب او به علت فراوانى عدد و نفوذ مورد كينهء سلطان محمد محسوب مىشدند . سلطان در سال 612 درست معلوم نيست بچه علت و بهانه شيخ مجد الدين را بقتل آورد و با اينكه مىگويند آنا از اين كردهء زشت پشيمان شد با اين حركت خود در ميان مردم دشمنان زياد پيدا كرد مخصوصا طبقهء روحانى كه به علت طغيان سلطان بر خليفه از او دلتنگ شده بودند بر اثر قتل شيخ مجد الدين بيشتر از پيشتر كينهء خوارزمشاه را در دل گرفتند و اين نيز يكى از اسباب سستى اساس كار او گرديد . در چنين موقعى كه سلطان محمد نه از جانب مادر و قشون خود مطمئن خاطر بود و نه در ميان مردم و روحانيين دوست و هواخواه پابرجائى داشت و انتظامات ادارى و لشكرى او نيز چندان طرف اطمينان محسوب نمىشد چنگيز خان با قشونى تازهنفس و لشكريانى منظم و تشكيلات لشكرى صحيحى بممالك خوارزمشاهيان حمله برد و به شرحى كه خواهيم داد اساس دولت سلطان محمد را به آسانى برچيد . اين بود مجملى از احوال ممالك اسلامى مشرق مقارن استيلاى مغول . ممالك ديگر اسلامى از قبيل الجزيره و شام و مصر در دست كردان ايوبى و امراى جزء بود و ايشان هم غالبا سرگرم جهاد با صليبيون فرنگى بودند ، آسياى صغير را بازماندگان سلاجقهء روم در تصرّف داشتند ولى امراى مزبور هم بىمعارض نبودند چه عيسويان روم