عباس اقبال آشتيانى
562
تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )
محسوب مىشود ابتدا از غلامانى بوده كه او را مستعصم خريده و به شاگردى پيش صفى الدين عبد المؤمن واداشته و او به زودى در ادب و حسن خط مهارت بسيار يافته و در اين فن اخير بر استاد خود نيز پيشى گرفته است . عطا ملك جوينى او را بسيار محترم مىداشت و پسران خود و برادرزادهء خويش شرف الدين هارون را براى آموختن حسن خط پيش او به شاگردى واداشت . معمارى و ابنيه در بادى نظر نسبت بناى ابنيه و عمارات بمغول و بحث در اين باب در دورهء استيلاى ايشان غريب مىنمايد زيرا كه اولا قوم تاتار چنان كه سابقا هم گفتهايم مثل هر طايفهء بدوى ديگر پابند به اقامت در محلى ثابت نبوده و قرارگاه ايشان انحصار به همان - چادرهاى ايلياتى و يورتهاى مخصوص داشته كه در حين قرار مجموع آنها حكم شهرى را پيدا مىكرده و پس از حركت اثرى از آنها بجا نمىمانده است ثانيا طايفهء تاتار و اتباع چنگيز و سرداران و جانشينان او آيت خرابى بوده و بهرجا كه قدم مىگذاشتهاند آباديها را زير و رو مىكرده و گاهى نيز عظيمترين بلاد را بدون اغراق با دشت و هامون برابر مىنمودهاند ولى اين حال چنان كه در حين استيلاى هر قومى اتفاق مىافتد و لازمهء كروفر و تسخير بلاد خصم است اختصاص به اوايل حال ايشان داشته و پس از آنكه دورهء فتوحات به انتها رسيده و زمان ادارهء ممالك مفتوحه و لزوم اختيار مراكزى براى آنها پيشآمده مغول نيز خواهىنخواهى محكوم حكم آداب رعاياى مغلوبهء خود گرديده و مثل ايشان بقبول اقامت در پايتخت و تأسيس ادارات و فراهم داشتن وزرا و عمال ديوانى در گرد خود مجبور شدهاند و چون رسم ايلياتى خود را در رفتن از قشلاق به ييلاق و بالعكس نيز از دست نداده بودند غالبا دو اقامتگاه براى خود داشته يكى در عراق عجم و آذربايجان ( تبريز ، اوچان ، موغان ، اران ، سلطانيه ) ديگرى در عراق عرب ( بغداد ) و در هريك از اين مراكز ايلخانان و امرا و وزراى ايشان جهت خود عمارات و ابنيهاى بنا مىكردهاند ، بعلاوه جانشينان و سرداران چنگيز پس از تسخير و خرابى بلاد ايران همينكه آنها را به تصرف خود گرفتند به مردم اجازهء تجديد عمارت آنها را دادند و خود نيز بعضى اوقات در اين كار پيش قدم شدند و بر اثر همين