عباس اقبال آشتيانى
560
تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )
مؤديان ولايات مزبور واگذار مىگرديد ابريشم بود چنان كه اولجايتو پس از فتح گيلان امراى محلى آن سرزمين را هريك به قدر وسع بپرداخت مقدارى ابريشم در سال واداشت و در خراسان نيز در عهد سربداران پهلوان حسن دامغانى با دادن چند خروار ابريشم بدرويش عزيز مجدى او را از مخالفت با خود بازداشته باصفهان روانه كرد و ابريشم چنان كه خواهيم گفت در عهد استيلاى مغول يكى از مهمترين مالالتجارههاى شرق بود و تجار غربى با جدّ و جهد بسيار در خريد و جلب آن سعى مىكردند . بافت قالى و سجاده و گليمهاى عالى نيز در دورهء ايلخانان در ايران و ساير ممالك اسلامى شرق رونق بسيار داشته و مقدار زيادى از آنها بوسيلهء بنادر خليج فارس بهندوستان و يا بتوسط تجار ونيزى و ژنى به اروپا حمل مىشده است ولى متأسفانه از آنها امروزه كمتر نمونهاى در دست است تا از روى آنها بتوان معلومات علمى وافى بدست آورد . در ميان بلاد اسلامى مشرق شهر موصل بمناسبت وقوع بر سر راه بين ممالك ايلنشين ( كردستان و لرستان و بادية الشام ) و سهولت تحصيل اقسام پشمهاى عالى و به علت نزديكى به دو پايتخت ييلاقى و قشلاقى ايلخانان ( تبريز و بغداد ) در بافت اقسام فرشها و پارچههاى پشمى عالى شهرت مخصوص بهم رسانده بود و غالبا تجار خارجى در تبريز و بغداد و خود آن شهر پارچهها و منسوجات مخصوص موصل را به قيمتهاى خوب خريده بخارج صادر مىكردند از آن جمله در يكى از محلات موصل كه عتابيه نام داشته يك قسم قالى « 1 » و پارچهاى از نوع اليجه « 2 » مىبافتهاند كه مشهور عالم بوده . علاوه بر تشويق سلاطين و امرا و احتياجات تجارتى امر ديگرى كه صنايع ظريفهء دقيق را در عهد ايلخانان در ممالك اسلامى مخصوصا ايران رواج كلى داده بسط افكار عرفانى است چه عرفا چنان كه مىدانيم باذوقترين بزرگانى هستند كه در تاريخ اين مملكت نام ايشان مذكور است و اين جماعت كه هر نقش جميل و صورت زيبا را مظهر تجلى نور حق و جمال اللّه مىدانستند در آرايش و نفاست لباس و سجادهء خود و
--> ( 1 ) - اين قسم قالى را كه تجار فرنگى به همان اسم عتابى مىخواندهاند به بازارهاى فرنگ برده مىفروختند و كلمهء « Tapis » در السنهء فرنگى از همين لغت عتابى اشتقاق يافته . ( 2 ) - عتابى در ميان مسلمين بمعنى عام پارچهء مخطط معمول گرديده و گورخر را هم به همين مخطط بودن « حمار عتابى » مىخواندهاند .