عباس اقبال آشتيانى

557

تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )

و نويسندگان خود در قالب نظم و نثر بجلوه درآورده‌اند با پيوستن خطوط و آميختن الوان بر صفحهء دفتر يا ديوار ظاهر ساخته و صبغهء خاص ايرانى را در هر عصر و زمان به شكلى كه معرّف روحيات اين ملت باشد نموده‌اند . در عصر استيلاى مغول مخصوصا بعد از لشكركشى هولاگو و تأسيس سلسلهء ايلخانان و توجه ايلخانان مسلمان به بناى ابنيه و عمارات صنايع ايران بخصوص نقاشى تحت تأثير مستقيم چين قرار گرفت و علت عمدهء اين امر يكى آوردن هنرمندان چينى بود از چين به ايران بامر ايلخانان ديگر علاقهء ايشان به زنده نگاه داشتن آداب مغولى كه حتى با وجود قبول اسلام و اقامت در ايران در ياساى چنگيزى به چشم احترام تمام مىنگريستند و آنچه را كه بمغول و سابقهء تاريخى آنان و آداب و مراسم اجداد خود متعلق بود بجد تمام حفظ مىكردند چنان كه در مخلد كردن تاريخ ايشان جهد بليغ داشتند و تأليف كتب را در اين خصوص با هر زحمت و خرجى بود تشويق مىنمودند . در نتيجهء اين دو امر و رفت‌وآمد مردم ايران به چين بتدريج نقاشى سبك چينى در ايران انتشار يافت و امرى كه با وجود قوّت سبك خاص اسلامى عهد بنى عباس و سلاجقه حتى در ماوراءالنهر برواج اين سبك كمك نمود انتشار نسخه‌هائى از كتاب كبير جامع التواريخ خواجه رشيد الدين بود كه بامر اولجايتو و باصرار خود خواجه تهيه مىشد و خواجه همان‌طوركه در تأليف بعضى قسمتهاى آن از علماى چينى و مغول و اويغور استمداد كرده بود در نگاشتن صور نسخه‌هاى آن نيز هنرمندان اين اقوام را به كار وامىداشت و آن نسخه‌ها كه تا حدى جنبهء رسمى داشت و در نهايت دقت و نفاست و جمال تهيه مىشد پس از افتادن در دست مردم سرمشق ايشان در تقليد قرار مىگرفت و بعضى از اين نسخه‌ها از جامع التواريخ كه در كتابخانه‌هاى اروپا مضبوط است و در عصر خواجه رشيد الدين يا اندكى بعد از او نوشته شده از اولين نمونه‌هائيست از نقاشى عهد مغول كه در آنها سبك اسلامى قبل از دورهء ايلخانان و سبك چينى با يكديگر ممزوج شده و نمايندهء شروع رواج سبك خاصى است . بر اثر نفوذ نقاشان چين و قلم و مركب چينى و شكل رنگ‌آميزى و تركيب خطوط و كشيدن صورت بعضى حيوانات كه در ميان مسلمين سابقه نداشته مثل اژدها و بعضى حيوانات افسانه‌اى ديگر بتدريج اجزاء و عناصر جديدى در نقاشى ايرانى داخل