عباس اقبال آشتيانى
556
تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )
آنجا كه ذوق مردم به اينگونه اشتغالات و تفننات قوى بود با وجود منع اسلام نتوانستند يكباره اين هنر خود را بكشند بلكه تا مدتى شكل كار خود را تغيير دادند و ذوق خويش را متوجه تحسين خط عربى و بيرون آوردن انواع قلمها از آن ساختند و جماعتى نيز به پرداختن تصاوير مذهبى جهت كتب معراج و سيرت حضرت رسول و ائمه و كتب ديگر دينى اشتغال ورزيدند و در ميان ايرانيان طبقهاى نيز با وجود جميع مشكلات همانطورىكه از قصص و اساطير باستانى اجداد خود دست برنداشته و خداىنامه و كليله و دمنه و قصهء بهرام چوبينه و هزار افسان ( اصل فارسى الف ليله ) و امثال آن كتب را مونس خود قرار داده بودند در استنساخ و ترجمهء آنها نيز صورى را كه ايرانيان عهد ساسانى بر آن كتب مىافزودند تقليد مىكردند مخصوصا از اين ميان خداىنامه يعنى اصل پهلوى شاهنامه و كتب ديگر راجع بتاريخ ايران بنقوش و صور مزين بوده است و از بعضى اشارات صريحا برمىآيد كه قبل از نظم شاهنامهء فردوسى بعضى از - شاهنامههاى ديگر كه ايرانيها در قرن چهارم ساخته بودند داراى نقوش و صور بوده . در دورهء خلافت بنى عباس و پايتختى بغداد بر اثر از ميان رفتن صلابت اولى مسلمين و حكومت آزادى فكر و توجه خلفا بجلال دربار و ذوقيات بتقليد شاهان قديم ايران بتدريج نقاشى رونق گرفت و بازار حسن خط و ساختن تصاوير و مجالس كتب و نقاشى روى جلد رواج كلى پيدا كرد و اولين آثار مهمى كه از نقاشى اسلامى باقيست از اين دوره است و در اين دوره بيشتر نقاشها عيسوى و ايرانى بودهاند و سبككار ايرانى در آنها نمودار است . از مقايسهء بين نقاشيهاى باقيماندهء عصر ساسانى و نقاشيهاى مانويهء تركستان شرقى كه نمونههائى از آنها امروزه در موزهء صنعتى برلين موجود است و نقوش و - تذهيبهاى كتب قرون بعد از اسلام به خوبى واضح مىشود كه هنرمندان ايرانى از عهد ساسانى تا ايام تيموريان و صفويه كه دورهء منتهى بسط هنر در ايران است همهوقت متوجه نمودن يك نوع امور ذوقى و معنوى بوده و با وجود گذشت زمان و انقلابات عظيمه در اين مرحله نيز مثل مراحل ديگر رشتهء اتحاد ذوقى را كه در دست داشتهاند از كف ننهاده و بهر شكل بوده است مكنون خاطر خود را به همان شكل كه بدست شعرا