عباس اقبال آشتيانى
553
تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )
از مردم شهر ساوه است . پدرش خواجه علاء الدّين محمد از مستوفيان ديوانى بوده و جمال الدّين سلمان در ساوه در دههء اول قرن هشتم تولد يافته است . خواجه سلمان ساوجى ابتدا يعنى در ايام جوانى از مدّاحان خواجه غياث الدّين محمد وزير بوده و در تمام مدّت وزارت اين خواجه او را مدح مىگفته و پس از برهم خوردن اساس سلطنت ايلخانان واقعى و مرگ ابو سعيد بهادر خان به خدمت امراى آل جلاير پيوسته و مدّاح مخصوص امير شيخ حسن بزرگ و زوجهء او دلشاد خاتون گرديده است و در بغداد در پايتخت ايلكانيان مقيم شده . سلمان از حدود سال 740 تا اواخر عمر خود امراى ايلكانى يعنى شيخ حسن بزرگ و پسرش سلطان اويس و بعد از او سلطان حسين را بشعر مىستوده و در عهد اويس بيشتر ايام را در تبريز اقامت داشته و در اين اوقات يعنى در سال 777 كه شاه شجاع بر تبريز مستولى گرديد آن پادشاه را نيز مدح گفته و به همين مناسبات ديوان قصايد سلمان براى معرفت تاريخ و اوضاع و احوال راجع به قسمت عمدهء دورهء امارت ايلكانيان محتوى اشارات و نكات و دقايق تاريخى بسيار است . خواجه سلمان در اواخر عمر انزوا اختيار كرده به ساوه وطن خود آمد و در ملكى كه داشت مقيم شده و در آنجا در 12 صفر سال 778 وفات يافت . سلمان ساوجى آخرين شاعر قصيده سراى بعد از مغول است و اگرچه قابل مقايسه با قدماى اساتيد اين فن نيست ولى باز در مقام خود اهميتى دارد و در قصيده متتبع سبك كمال الدين اسماعيل اصفهانى و ظهير فاريابى و انورى است و غزليات او نيز لطيف است و بواسطهء كمال شباهت به غزليات حافظ بعضى از آنها را بغلط در ديوان خواجهء شيراز گنجاندهاند . سلمان علاوه بر ديوان قصايد و غزليات و مقطعات داراى دو مثنوى است كه هيچكدام نيز شهرتى پيدا نكرده يكى جمشيد و خورشيد بر وزن خسرو شيرين نظامى كه آن را سلمان در سال 763 در عهد سلطان اويس به انجام رسانده ديگر فراقنامه بر وزن متقارب كه آن را سلمان در حدود سال 770 بامر اويس برشتهء نظم آورده است . عصّار تبريزى ( وفاتش در 784 ) - خواجه محمد عصار تبريزى از مداحان شيخ اويس ايلكانى است و غير از اين پادشاه امراى ديگر را نيز مدح گفته بوده و