عباس اقبال آشتيانى
539
تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )
سعدى ( وفاتش در 694 ) - استاد جميع شعراى اين دوره بلاخلاف بلكه افصح شعراى ايران و محيى سبك روان نظم و نثر در دورهء مغول ابو عبد اللّه مشرف بن مصلح شيرازى مشهور و متخلص به سعدى است كه در عشرهء اول يا دوم از قرن هفتم هجرى در شيراز تولد يافته و قبل از استيلاى مغول بر بغداد در مدرسهء نظاميهء آن شهر به تحصيل اشتغال داشته و از علما و بزرگان و مدرسين دار الخلافه اخذ علم و ادب نموده و يكى از جمله استادان مشهور او جمال الدين عبد الرحمن ابو الفرج بن الجوزى نوادهء جمال الدين عبد الرحمن ابو الفرج بن الجوزى ( 510 - 597 ) مورخ و واعظ و عالم معروف است « 1 » و خدمت بعضى از عرفا و رجال بزرگ علم و ادب را نيز درك كرده كه از آن جمله است شيخ شهاب الدين ابو حفص عمر بن محمد سهروردى ( 540 - 632 ) و بر اثر تعليمات اين مشايخ از همان اوان جوانى فريفتهء سيرت و اخلاق درويشان شده و به عرفا و افكار ايشان مايل گرديده است . در مراجعت بشيراز سعدى در سلك خواص وليعهد و پسر اتابك مظفر الدين ابو بكر بن سعد بن زنگى يعنى سعد بن ابى بكر بن سعد بن زنگى قرار يافته و تخلص خود را از نام او گرفته است و اين سعد بن ابى بكر اگرچه رسما اتابكى نيافت و بعد از مرگ پدر خود ابو بكر كه در 658 اتفاق افتاد دوازده روز بيشتر نام اتابكى نداشت و در همان تاريخ در تفرش قم قبل از رسيدن بشيراز فوت نمود ولى در عهد اتابكى پدر خود ( از 623 تا 658 ) زمام بيشتر كارها در دست او بود و سعد بن ابى بكر كه در موقع جلوس پدر سى و دو سال داشت مثل پدر مردى فضلدوست و شاعرپرور بود و غير از سعدى شعراى ديگر نيز او را در همان ايام حيات پدر مدح مىگفتند و يكى از جملهء ايشان مجد همگر است . شيخ سعدى با اينكه كمتر گرد مدح مىگرديده و اساسا مسلك عرفانى و درويشى او با اين نوع شاعرى نمىساخته بواسطهء قصايدى كه در شكر نعمت خاندان سلغورى و خواجه شمس الدين صاحبديوان و برادرش علاء الدين عطا ملك جوينى سروده نام ايشان را
--> ( 1 ) - اين جمال الدين ابو الفرج بن الجوزى كه در واقعهء بغداد با پدر و دو برادر خود بقتل رسيده پسر محيى الدين ابو محمد يوسف ( 580 - 656 ) و برادر شرف الدين عبد اللّه و تاج الدين عبد الكريم است ( رجوع كنيد بذيل صفحهء 181 از همين كتاب ) .