عباس اقبال آشتيانى
538
تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )
بهاء الدّين محمد جوينى و پدرش شمس الدين محمد صاحبديوان است و بقولى شاگرد مجد همگر بوده و با او و امامى هروى در اصفهان مىزيستهاند . پسر بدر جاجرمى يعنى محمد بن بدر نيز از شعرا بوده و او مجموعهاى از اشعار قريب به دويست نفر از شعراى مشهور فارسى جمع آورده است بنام مونس الاحرار كه آن را در سال 741 به انجام رسانده و مونس الاحرار بمناسبت اشتمال بر نام و اشعار يك عده از مشاهير شعراى فارسى از مؤلفات بسيار گرانبهاست . فخر الدين عراقى ( وفاتش در 688 ) - فخر الدين ابراهيم بن شهريار همدانى عراقى از مشاهير عرفا و شعراى باذوق است كه در جوانى يعنى هفده سالگى از وطن خود همدان به همراهى جمعى قلندر بهندوستان رفته و در مولتان مجذوب شيخ بهاء الدين زكريا شده و قريب بيست و دو سال در خدمت او مانده و از او خرقهء ارشاد گرفته و دختر او را به عقد خود آورده و جانشين شيخ بهاء الدين گرديده است ولى چون صوفيان ديگر با او نساختند عراقى از هندوستان به مكّه و مدينه هجرت كرد و از آنجا ببلاد روم رفت و در مجلس درس عارف بزرگ شيخ صدر الدين قونيوى حضور يافت و كتاب فصوص - الحكم محيى الدين بن العربى را پيش او خواند و در آنجا بتدريج اشتهار كلى پيدا كرد تا آنجا كه معين الدين پروانه حكمران بلاد روم مريد او شد و براى عراقى در شهر توقات خانقاهى ساخت . بعد از قتل معين الدين پروانه عراقى از روم خارج گرديد و بسير و سلوك در بلاد شام و مصر پرداخت و آخر الامر به سال 688 در دمشق وفات يافت . اشعار عرفانى عراقى سربهسر لطف و ذوق است و در كمال روانى سروده شده و غير از كليات غزل و قطعات عراقى منظومهاى دارد به وزن حديقهء سنائى بنام عشاقنامه كه باسم خواجه شمس الدين محمد صاحبديوان منظوم شده . عمدهء اشتهار عراقى بكتاب عرفانى كوچكى است كه او پس از استفاده از محضر صدر الدين قونيوى تأليف كرده و پس از نمودن به استاد خود منتشر ساخته است و آن كتابى است بنام لمعات و آن بواسطهء شرحى كه مولانا عبد الرحمن جامى باسم اشعة اللمعات بر آن نوشته مشهورتر شده است .