عباس اقبال آشتيانى

536

تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )

مولوى مدتى قبل از سال 662 بنظم دفتر اول مثنوى شروع كرده ولى همين‌كه آن دفتر را به انجام رسانده بمناسبت فوت زوجهء حسام الدين در سال 662 دو سال از ادامهء آن كار خوددارى نموده و در 664 دنبال آن را گرفته تا مثنوى موجود را به انتها رسانده است . كتاب مثنوى مولوى بزرگترين مصاحب عرفاى فارسىزبان و اهل وجد و حال است و مكرر طبع شده و آن را بغالب السنه ترجمه كرده و بر آن شروح متعدده نوشته‌اند . غير از مثنوى مولوى ديوان غزليات و قطعات مفصلى دارد كه در همه جا بديوان شمس تبريزى مشهور است و اين از همان جهت اختيار تخلص شمس است كه مولانا باحترام مراد خود آن را برگزيده . از مولوى يك پسر مانده است بنام بهاء الدين احمد معروف بسلطان ولد ( 623 - 712 ) كه ده سال بعد از مرگ پدر رياست مولويه را يافت و تا سال فوت خود در اين مقام بود و او نيز از شعرا و عرفاست و مؤلف كتابى است عرفانى بنام فيه ما فيه و منظومه‌اى بنام رباب‌نامه كه در آنجا 156 شعر به زبان تركى بنظم آورده و اين ابيات از قديم‌ترين نمونهء شعر تركى جديد است . پوربهاء جامى ( نيمهء دوم قرن هفتم ) - پوربهاء جامى از شعراى معروف خراسان است كه خاندان پدرى او در ولايت جام منصب قضاء داشته‌اند و او خود مداح خواجه وجيه الدين زنگى بن خواجه طاهر فريومدى مستوفى خراسان بود و در عهدى كه ارغون خان حكومت خراسان را داشت با خواجه بتبريز رفت و در آنجا با خواجه همام الدين تبريزى ملاقات و مشاعره نمود و در آنجا در دستگاه صاحب‌ديوان شمس الدين جوينى داخل و از مداحان او گرديد ، وفات او بعد از سال 699 اتفاق افتاده . قانعى طوسى ( وفاتش بعد از 672 ) - ملك‌الشعرا بهاء الدين احمد بن محمود قانعى طوسى از كسانى است كه از مقابل سيل هجوم مغول در سال 617 از خراسان از راه دريا گريخته و بعدن و مدينه و مكه رفته سپس ببغداد آمده و از آنجا راه بلاد روم را كه در اين دوره مثل هندوستان غربى پناهگاه فضلاى فرارى بود پيش گرفته و در ظل