عباس اقبال آشتيانى

531

تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )

سرائى به عللى كه يادآور شديم در اين ايام به هيچ‌وجه اعتبار و رونقى نداشته و آخرين شاعر قصيده‌سراى بزرگ كه كمال الدين اسماعيل اصفهانى باشد در سال 635 مقتول گرديده است . اما اشعار حكمتى و عرفانى بر خلاف به اوج ترقى رسيده و در اين باب هم بايد به نظر داشت كه بيشتر ترقى و رونق شامل مضامين و معانى اشعار است و الا از جهت فصاحت و تركيب‌بندى و اسلوب كلام هيچيك از شعراى اين دوره نمىتوانند دم برابرى با استادان سابق بر خود بزنند و آثار تصنّع و تنزّل و ضعف تأليف در كلام ايشان نمودار است ولى از عجايب اينكه در همين دورهء تنزل و پستى درجهء فصاحت سخنگوى باذوق استادى مثل شيخ سعدى شيرازى بظهور رسيده كه با آوردن بهترين نمونهء كلام فصيح فارسى شعر و نثر اين زبان را به نهايت درجه از كمال و روانى و فصاحت رسانده و به همين علت سخنان او ميزان فصاحت شعر فارسى شده است و ما در شرح حال شيخ به اين نكته اشاره خواهيم كرد و اگر از سعدى بگذريم هيچيك از گويندگان اين دوره حتى مولوى و حافظ كه در نظم معانى دقيق و افكار بلند حائز عالىترين درجاتند باز از حيث فصاحت عبارت مقام شعراى پيشين را ندارند . مولوى چندان در بند رعايت قواعد فصاحت و جانب لفظ نبوده و حافظ بر خلاف در رعايت اين جمله قدرى افراط كرده و تا حدى گرفتار تصنع شده است . شعراى بزرگ اين دوره بقرار ذيلند : شيخ عطار ( وفاتش در 627 ) - فريد الدين محمد بن ابراهيم نيشابورى متخلص به عطار با سنائى غزنوى و مولوى رومى بزرگترين شعراى عرفانى ايرانند و عطّار واسطهء بين سنائى و مولوى محسوب مىشود و مولوى كه زمانا آخرين ايشان است خود را صريحا پيرو سنائى و عطّار مىداند . اين شاعر بزرگ در نيشابور در اواسط قرن ششم هجرى تولد يافته و قسمتى از جوانى را در مشهد طوس گذرانده و مدتى نيز در بلاد مختلفهء عراق و هند و تركستان و شام و مصر و در مكه به سياحت و سير سركرده و بالاخره در نيشابور مقيم شده و در آنجا به جمع‌آورى اشعار عرفانى و ساختن شعر به آن سبك پرداخته ولى هيچ‌گاه گرد مداحى نگرديده است . عطّار با عرفاى بزرگ زمان خود مثل شيخ نجم الدين كبرى و