عباس اقبال آشتيانى
528
تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )
823 شخصى بنام محمود گيتى آن را ساده كرده و دنبالهء وقايع را نيز تا انقراض آل مظفر آورده و كتاب مواهب الهيه را در لباس عبارتى سادهتر و بهتر پوشانده است . ضياء نخشبى ( وفاتش در 751 ) - ضياء الدين نخشبى از ادبا و زهادى است كه از وطن خود نخشب بهندوستان رفته و در آنجا به سال 751 فوت كرده است . ضياء نخشبى در هندوستان به زبان سانسكريتى آشنا شده و از آن زبان چند كتاب ترجمه نموده و در دستگاه سلاطين خلج در آن ديار راه يافته و بعضى از كتب خود را بنام مبارك شاه خلج ( 717 - 721 ) تأليف نموده است . مشهورترين تأليفات ضياء نخشبى كتاب طوطىنامه است كه اصل آن هندى بوده و ضياء نخشبى آن را در سال 730 به لباس عبارت فارسى سليس درآورده و آن كتاب كه متضمن يك عده قصه و حكايت است بغالب السنه ترجمه شده و اصل كتاب چهل طوطى معروف همين كتاب است . ابن بىبى ( نيمهء دوم قرن هفتم ) - امير ناصر الدين يحيى بن مجد الدين محمد ترجمان معروف به ابن بىبى پسر مجد الدين محمد ترجمان از سادات گورسرخى گرگان است . مادرش بىبى منجّمه دختر كمال الدين سمنانى رئيس شافعيّهء نيشابور بوده و از طرف مادر به امام محمد بن يحيى عالم بزرگ خراسان كه در عهد سنجر در فتنهء غز بقتل رسيد نسبت مىرسانده و اين زن يعنى بىبى منجمه به ستارهشناسى و نجوم اشتهار فوقالعاده داشته و چنان كه نوشتهاند احكام او غالبا با قضا و قدر موافق درمىآمده و سلطان جلال الدين منكبرنى او را در دستگاه خود محترم و مقرب كرده بود و غالبا در لشكركشىها مىبرد چنان كه در محاصرهء خلاط حضور داشت و امير كمال الدين كاميار موقعى كه به سفارت پيش جلال الدين آمد « 1 » بر حكايت مهارت بىبى منجمه واقف شد و در مراجعت به خدمت علاء الدين كيقباد سلجوقى قصه را بعرض او رساند و علاء الدين مايل مصاحبت او گرديد . بعد از استيصال جلال الدين بىبى منجمه و شوهرش مجد الدين محمد بدمشق افتادند و علاء الدين آن زن و شوهر را ببلاد روم جلب كرده در خدمت خود جا داد و چون سلطان علاء الدين از بىبى منجمه بعضى احكام صحيح مشاهده نمود
--> ( 1 ) - رجوع كنيد بذيل صفحهء 115 از همين كتاب .