عباس اقبال آشتيانى

516

تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )

ميان رفت فقط بعضى از آنها بواسطهء تجديد استيلاى اقوام ديگر ترك‌زبان مثل تيموريان و تركمانان و صفويه كه به تركى تكلم مىكردند باقى ماند . پس از شرح اين مقدّمات مىپردازيم بذكر نويسندگان و مورخينى كه در عهد استيلاى مغول مىزيسته‌اند و در اينجا ديگر از تجديد ذكر مورخين بزرگى كه سابقا احوال آنها را در ضمن شرح منابع تاريخ مغول بيان كرده‌ايم صرف‌نظر مىكنيم . ابو نصر فراهى ( نيمهء اول قرن هفتم ) - ابو نصر بدر الدين بن ابى بكر فراهى از مردم شهر فراه سيستان كور مادرزاد و شاعرى بافراست و زيرك بوده و در عهد ملوك آخرى سيستان و در عهد كشمكشهاى ايشان با مقدّمهء سپاه مغول مىزيسته و در لغت عربى و حديث مهارت داشته و او مؤلف كتاب نصاب الصبيان معروف است كه لغتى است عربى به فارسى و منظوم . ابو نصر فراهى كتاب جامع الصغير تأليف محمد بن حسن شيبانى ( 135 - 189 ) را نيز در سال 617 منظوم ساخته است . محمد عوفى ( نيمهء اول قرن هفتم ) - سديد الدين محمد عوفى بخارائى در اواسط نيمهء دوم مائهء ششم هجرى در بخارا تولد يافته و چون نسب اجدادش بعبد الرحمن بن عوف از صحابهء حضرت رسول مىرسيده خاندان ايشان به عوفى مشهور بوده‌اند . محمد عوفى ابتداى جوانى را در بخارا به تحصيل علوم ادبى و عربى و حديث گذرانده و تا سال 597 در آن شهر به اين امر اشتغال داشته و بعد از آن به شهرهاى ماوراءالنهر و خوارزم و خراسان و سيستان سفر كرده و به خدمت مشاهير فضلا و شعراى آن بلاد رسيده و از ايشان كسب معلومات نموده و از بعضى نيز اجازهء روايت حديث و وعظ گرفته و ضمنا پيش سلاطين و امرا محترم شده و از نعم ايشان بهره‌ور گرديده است . عوفى از سال 597 تا 617 كه ايران را ترك گفته در شهرهاى نواحى فوق مىگشته . در اوايل اين دوره اندك مدّتى را نيز در خدمت نصرة الدّين عثمان خان سلطان السلاطين ( 600 - 609 ) آخرين پادشاه خانيّهء سمرقند سمت رياست ديوان انشاء او را داشته و از آنجا در حدود سال 600 بخراسان آمده و تا سال 612 در آن بلاد و سيستان مىگذرانده سپس قبل از استيلاى مغول بر ماوراءالنهر ببخارا برگشته و چون بواسطهء شيوع آوازهء هجوم قوم تاتار اقامت در آن بلاد را صلاح نديده از راه غزنه و كابل خود را بسند رسانده و در پناه ناصر الدّين قباجه ( 602 - 625 ) از