عباس اقبال آشتيانى

515

تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )

و يادگارهاى اجدادى و قومى خود و مضبوط كردن ذكر وقايعى كه بدست ايشان يا اجداد مغولى آن طايفه صورت گرفته و شناختن سابقهء احوال ممالكى كه با ايشان مجاور بوده‌اند و در اين مرحله سعى غازان و اولجايتو و ابو سعيد خان و وزراى ايشان بيشتر از همه بوده و يك عدّه از مهم‌ترين تواريخ عهد مغول بتشويق اين سه ايلخان مدون شده است . 5 - سبك انشاء در دورهء مغول متفاوت است و اين مسئله چنان كه در جميع ادوار نيز چنين است بيشتر تابع ذوق شخصى نويسنده و نوع مطالعات او در عهد جوانى و محيط اولى تربيت اوست و چندان بعهد و زمان او بستگى ندارد . جهانگشاى جوينى و طبقات ناصرى و گلستان سعدى تقريبا هر سه در يك زمان تأليف شده و با اينكه هر سه از بهترين نمونه‌هاى انشاء زبان فارسيند هركدام به اسلوبى خاص نگارش يافته . تاريخ غازانى رشيد الدّين فضل اللّه و تاريخ وصاف هردو در يك عهد و براى يك پادشاه نوشته شده و با اين حال اولى داراى انشائى روان و ساده و دومى بسيار مصنوع و در پاره‌اى قسمتها مغلق بلكه دور از قواعد فصاحت و ذوق است . به همين حال تاريخ معجم شرف قزوينى و تجارب السلف هندوشاه نخجوانى كه هردو بنام و در عهد اتابك نصرة الدّين احمد تلفيق يافته اولى داراى اسلوبى ناپسند و انشائى ساختگى و مغلق و دومى بسيار ساده و متين و فصيح است و حال شعر نيز به همين منوال بوده است مثلا اگر كسى اشعار مصنوع شرف قزوينى و وصاف و بدر جاجرمى را با گفته‌هاى روان و شيرين سعدى و نزارى قهستانى و عراقى مقايسه كند تفاوت را از زمين تا آسمان مىيابد . 6 - در عهد استيلاى مغول چنان كه قهرى بوده لغات مغولى و تركى بسيار در فارسى داخل شده و اين كار كه از زمان تسلط سلاجقه و تركان غز و قراختائيان و آل افراسياب بر ممالك فارسىزبان به شكلى ضعيف شروع گرديده بود در دورهء مغول شدّت پيدا كرده و كتب آن ايام بخصوص تواريخ از لغات مغولى پر است ولى آن لغات هيچ‌گاه در ايران انتشار نيافت بلكه بيشتر اين قبيل كلمات كه غالب آنها اصلاحات ادارى و حكومتى خاص مغول يا مربوط بآداب و احكام ايشان بود با برافتادن دورهء سلطهء آن قوم بتدريج از