عباس اقبال آشتيانى
514
تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )
دوچار تنزل فاحش گرديد و جز يكى دو نفر مثل سلمان ساوجى و اثير الدّين اومانى و سيف اسفرنگ كه هيچيك از ايشان همشأن با قصيدهسرايان عهد سلاجقه و اتابكان نيستند ديگر شاعر ماهرى در اين طبقه بظهور نرسيد . بر خلاف اشعار عرفانى بعد از انتشار افكار و نوشتههاى عرفاى بزرگ عهد سلاجقهء روم و خوارزمشاهيان مثل محيى الدّين ابن العربى و شيخ مجد الدّين بغدادى و شيخ نجم الدّين كبرى و شهاب الدّين سهروردى و نظاير ايشان ترقى فوقالعاده يافت و شايد بلاياى عهد استيلاى تاتار و گذشتن دورهء آرامش و نشاط سابق و پيش آمدن دورهء رضا و تسليم و تأمل و عبرتاندوزى از كار جهان و زير و زبر شدن اوضاع دنيا و سرنگون شدن دولتها و كشتارهاى بىحساب نيز در پيشرفت اين گونه افكار كه طبعهاى لطيف و ذوقهاى سليم آنها را در قالب شعر مىريخته بىدخالت نبوده است . خلاصهء مطلب آنكه در عهد استيلاى تاتار نثر فارسى به علت احتياجات ادارى و بىرونقى بازار عربى رواج كلى يافته و نظم آن جز يك رشته كه اشعار عرفانى و غزل كه آن نيز غالبا براى بيان همان قبيل افكار بوده است بتدريج در نشيب تنزل افتاده است در عوض بهترين نمونههاى اين نوع شعر كه مىتوان آنها را زيباترين ازهار و پرمغزترين اثمار بوستان رنگين ادبيات فارسى دانست در اين دوره بوجود آمده و شايد بتوان گفت كه از اين حيث هيچيك از ادوار ادبى قابل مقايسه با اين دوره از ادبيات ايران نباشد چه اين زمان زمانيست كه فكر بلند و ذوق سرشار امثال شيخ عطار و مولوى رومى و سعدى شيرازى و اوحدى اصفهانى و فخر الدّين عراقى و شيخ محمود شبسترى و خواجه حافظ شيرازى عالىترين افكار عرفانى و تصوف را در آراستهترين لباس نظم فارسى بجلوه درآورده و قوم ايرانى را در عالم به بلندى فكر و صفاى قريحه به وضعى شايان معرفى كردهاند . 4 - تاريخنويسى در عهد مغول ترقى فوقالعاده يافته و علت اين امر دو چيز است : يكى ظهور واقعهء عظيمى مثل استيلاى تاتار كه تا آن تاريخ كسى نظير آن را نديده و نشنيده بود و وقايع ديگرى كه از آن نتيجه شد مثل انقراض چندين دولت بزرگ و برافتادن خلافت پانصد و بيست و پنج سالهء عباسى و قتل عامهاى پىدرپى و ويرانى بلاد و نكبت اسلام ، ديگر تشويق ايلخانان از اين فن و ميل ايشان به زنده نگاه داشتن اخبار