عباس اقبال آشتيانى

508

تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )

سيد رضى الدين علىّ بن طاوس و شيخ ميثم بحرانى شارح نهج البلاغه و خواجه نصير - الدين طوسى و نجم الدين كاتبى قزوينى علوم دينى و حكمتى را آموخته و به زودى از مشاهير فضلاى عهد خود شده است و به تفصيلى كه سابقا ذكر كرديم در عهد اولجايتو با پسر خود فخر المحققين به سلطانيه آمده و به اشاعهء مذهب تشيّع پرداخته و در حقيقت تجديد بناى مذهب شيعه و تأييد اصول و احكام آن قبل از نهضت عهد صفويه بيشتر بر اثر مجاهدات علامه و شاگردان اوست و مؤلفات علامه و مناظرات او در اين باب با خصم به پيشرفت اين امر معاونت بسيار نموده است . علامهء حلى بالغ بر نود جلد كتاب بزرگ و كوچك در فقه و اصول و كلام و رجال و منطق تأليفات دارد و مشهورترين آنها بقرار ذيل است : منهاج الكرامة فى باب الامامه و نهج الحق و كشف الصدق كه آنها را در تقرير عقايد شيعه براى اولجايتو نوشته كشف المراد فى شرح تجريد الاعتقاد در شرح كتاب تجريد استاد خود خواجه نصير الدين طوسى ، تذكرة الفقهاء در فقه شيعه ، قواعد الاحكام فى معرفة - الحلال و الحرام از كتب فقهى درسى ، جوهر النّضيد در منطق ، خلاصة الاقوال در علم رجال ، انوار الملكوت در علم كلام و تبصرة المتعلمين در احكام دينى . شيخ صفى الدين اردبيلى ( 650 - 735 ) - شيخ صفى الدين ابو الفتح اسحاق پسر شيخ امين الدين جبرائيل از عرفاى نامى عهد اولجايتو و ابو سعيد است كه با مريدان خود در آن ايام در قريهء كلخوران در يك فرسنگى اردبيل در حول مقبرهء پدر مىزيسته و نسب او را به امام موسى كاظم مىرساندند و شيخ كه از مريدان شيخ زاهد گيلانى بوده در گيلان و آذربايجان غربى و موقان و ارّان مخلصان بسيار داشته و بىنهايت محترم مىزيسته مخصوصا خواجه رشيد الدين فضل اللّه وزير در رعايت جانب احترام او مىكوشيده و هرساله براى مخارج خانقاه اردبيل نقد و جنس فراوان مىفرستاده در مكتوبى كه به پسر خود امير احمد حاكم اردبيل نوشته به او توصيه مىكند كه در معاملهء خود با مردم چنان كند كه شيخ صفى الدين از او راضى و شاكر باشد . قبل از رسيدن به اين مقامات شيخ صفى الدين در جوانى بعزم ملاقات يكى از عرفاى نامى شيراز قصد آن شهر كرده ولى مراد او قبل از رسيدن شيخ بشيراز وفات