عباس اقبال آشتيانى

495

تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )

تاريخ مغول را دريافته و با اينكه در عهد او منابع تاريخى هنوز محدود و هيچ‌كدام از آنها نيز به نظر انتقادى مورد دقت قرار نگرفته بوده و به همين جهت كتاب دسون خالى از اشتباهات نيست باز تأليف او در باب تاريخ مغول تاكنون جامع‌ترين و معتمدترين كتبى است كه اروپائيان در اين موضوع تأليف كرده‌اند . بعد از دسّون سر هنرى هوورث « 1 » كتاب مفصلى در سه جلد در تاريخ مغول به انگليسى نوشته و آن را در فاصلهء بين سنوات 1876 و 1888 در لندن منتشر ساخته است . اساس كتاب هوورث همان كتاب دسّون است با بعضى اضافات از ديگران و چون هوورث فارسى و عربى نمىدانسته و مستقيما بمنابع اصلى مراجعه نمىكرده است اغلاط و اشتباهات كتاب او زياد است بعلاوه او بر خلاف دسون بمغول به نظر اعجاب و تحسين مىنگريسته و مثل دسون قبايح اعمال ايشان را چنان كه بايد يادآور نشده است . كسى كه در تحسين و بيان مفاخر اقوام ترك و مغول راه غلو رفته و به قوهء انشاء بليغى كه داشته جميع حقايق تاريخى را تقريبا زير پاى غرض گذاشته لئون كاهون « 2 » است كه در كتابى بنام « مقدمهء تاريخ آسيا ، اقوام ترك و مغول از ابتدا تا سال 1405 ميلادى » اقوام ترك و مغول را از همه جهت مورد ستايش قرار داده و اگرچه در انشاء آن هنر بسيار به كار برده ولى از لحاظ علمى و تاريخى كتاب او مبتنى بر هيچ اساسى نيست فقط انتشار آن جوانان متعصب ترك را بهيجان آورده و به اغواى بيانات نويسندهء آن تعصب ترك‌پرستى را در ميان ايشان رايج ساخته است . يكى از آخرين تأليفات علمى نفيسى كه از فضلاى فرنگ در باب تاريخ مغول انتشار يافته غير از مقالات متفرقى كه غالبا بقلم ايشان انتشار مىيابد كتابى است در جغرافيا و تاريخ تركستان از مستشرق استاد روسى بارتلد « 3 » كه اصل روسى آن در 1900 ميلادى و ترجمهء انگليسى آن پس از مراجعهء مؤلف در 1928 منتشر شده و در اين كتاب بارتلد بجميع منابع راجع بتاريخ مغول مراجعه نموده و تاريخ آسياى مركزى و تركستان را مقارن استيلاى قوم تاتار مورد مطالعه قرار داده و بمناسبت فصل مشبعى در خروج چنگيز خان و فتوحات او و قوانين و ياساهاى چنگيزى نوشته است .

--> ( 1 ) - Sir Henry Howorth ( 2 ) - Leon Cahun ( 3 ) - Barthold