عباس اقبال آشتيانى

482

تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )

به الجزيره گريخت نسوى كه برسالت پيش الملك المظفر صاحب ميّافارقين رفته بود از او دور ماند و گرفتار انواع مصائب شد تا بالاخره در 629 در ميافارقين اقامت گزيد و در آنجا از واقعهء قتل سلطان اطلاع حاصل كرد . محمد نسوى منشى كه تا سال 639 حيات داشته و از آن ببعد معلوم نيست بسر او چه آمده از منشيان بليغ دو زبان فارسى و عربى است و او مؤلف دو كتابست در شرح احوال خود و مخدوم خويش يعنى سلطان جلال الدّين منكبرنى يكى به فارسى بنام نفثة المصدور كه آن را نسوى در سال 632 در ميافارقين در شرح وقايع ناگوارى كه براى سلطان و شخص او در آخر كار پيش آمده نوشته و بيشتر آن راجع به سرگذشت شخصى مؤلف است در فاصلهء بين 627 و 632 ، ديگرى به عربى بنام سيرة جلال الدين منكبرنى كه آن را نسوى در سال 639 نگاشته و چنان كه از مقدّمهء آن برمىآيد مؤلف پس از انتشار كامل ابن الاثير و اطلاع بر معلومات ذىقيمتى كه ابن الاثير در احوال خوارزمشاهيان و سلطان جلال الدّين آورده بود باز چون اين كتاب به سال 628 يعنى سال قتل سلطان جلال الدّين ختم مىشود ابن الاثير چنان كه بايد نتوانسته بوده است از اواخر كار او مطلع شود . نسوى لازم دانسته است كه در تكميل آن و ردّ افسانه‌هائى كه مردم در خصوص مخدوم او نقل مىكرده‌اند كتابى در سرگذشت جلال الدّين بنويسد و سيرة جلال الدّين همين كتابست و آن مشتمل است بر تاريخ دورهء آخر سلطنت خوارزمشاهيان و ابتداى خروج مغول و تمام وقايع راجع بسلطان جلال الدّين و محاربات او و آن نيز يكى از معتبرترين منابع تاريخ دورهء استيلاى تاتار است . ابن ابى الحديد ( 586 - 656 ) - عزّ الدين عبد الحميد بن هبة اللّه مداينى بغدادى معروف بابن ابى الحديد از شعرا و ادبا و مورخين معتزلى معروف است كه بمذهب تشيّع نيز تمايل داشته و در عهد مستنصر و معتصم او و برادرش موفق الدّين در مشاغل ديوانى نيز داخل بوده‌اند . عز الدّين از خواص ابن العلقمى معروف وزير مستعصم آخرين خليفهء عباسى است و كتاب مشهور شرح نهج البلاغه را بنام آن وزير تأليف كرده است . عز الدّين و برادرش موفق الدّين در فتح بغداد بدست هولاگو اسير مغول شدند و ابن العلقمى به وساطت خواجه نصير الدّين طوسى آن دو برادر را از كشته شدن نجات