عباس اقبال آشتيانى

481

تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )

ذكر كرده‌ايم در نامه‌اى كه بتاريخ 617 از موصل به قفطى مذكور پس از فرار از مرو نوشته و آن را ابن خلّكان در شرح حال ياقوت آورده است شمه‌اى از احوال خراسان را يادآور شده است . « 1 » ابن الاثير ( 555 - 630 ) - عز الدّين ابو الحسن جزرى معروف بابن الاثير از مردم جزيرهء ابن عمر ( از جزاير داخلى دجله در شمال موصل ) از مشهورترين مورخين اسلامى است و او اوايل عمر خود را به تحصيل فنون ادب در موصل و بغداد و شام گذرانده و پس از آنكه در تاريخ و لغت و انساب سرآمد مردم عصر خود شده در موصل انزوا اختيار كرده و اوقات خود را بتأليف گذرانده است . بزرگترين و معروف‌ترين تأليفات ابن الاثير تاريخ بزرگ اوست بنام الكامل فى - التاريخ كه تاريخ عمومى عالم است سال به سال از ابتداى خلقت تا سال 628 يعنى تا دو سال قبل از فوت مؤلف و در اين تاريخ ابن الاثير كه خود معاصر با استيلاى مغول بوده از اواخر عهد قراختائيان و خوارزمشاهيان تا اواخر ايام سلطان جلال الدّين منكبرنى وقايع را بدقت تمام ضبط كرده و او اولين مورخى است زمانا كه وقايع دورهء استيلاى قوم تاتار را نسبة مفصل در كتاب خود آورده و در جمع‌آورى آنها از مردم ثقه نهايت جهد را به كار برده است و به همين جهت كتاب او يكى از مهم‌ترين منابع تاريخ مغول بشمار مىرود . كتاب كامل را ابن الاثير باسم بدر الدّين لؤلؤ صاحب موصل تأليف كرده است . محمد نسوى منشى ( نيمهء اول قرن هفتم ) - نور الدّين محمد بن احمد بن علىّ بن محمد منشى نسوى منشى مخصوص سلطان جلال الدّين منكبرنى كه مختصرى از شرح حال او را در ضمن وقايع كرّ و فرّ اين سلطان سابقا ذكر كرده‌ايم اصلا از ملازمان ولاة محلى شهر نسا بوده و از جانب يكى از ايشان در سال 621 از آن شهر بخراسان براى پرداخت مالى به دربار سلطان جلال الدّين آمده ولى چون جلال الدّين در رى بر برادر غالب آمده بوده آن مال را پيش جلال الدّين برده و از اين تاريخ در خدمت او داخل شده و در 622 بمنصب كتابت انشاء او نايل گرديده و تا سال 628 يعنى سال استيصال و قتل جلال الدّين در خدمت او مىزيسته و چون جلال الدين از آذربايجان

--> ( 1 ) - صفحهء 102 - 103 از همين كتاب .