عباس اقبال آشتيانى

476

تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )

و خود او نيز كه به جلوى امير ولى رفته بود منهزم شد و لشكريان شكستهء او بيشتر در خدمت خواجه على مؤيد داخل شدند و خواجه على خالى بودن سبزوار را مغتنم دانسته به آن شهر ورود كرد و بر آنجا استيلا يافت و به تعزيت ميرزا لطف اللّه قيام نمود و همراهان پهلوان حسن را از طرفى بتعرض باهل و عيال ايشان تهديد و از طرفى ديگر بتقسيم خزاين پهلوان تطميع نمود ايشان هم به اين لحاظ سر پهلوان حسن را بريده پيش خواجه على آوردند و حكومت پهلوان حسن پس از چهار سال در سال 766 خاتمه يافت خواجه على مؤيد ( 766 - 788 ) - خواجه على مؤيد سبزوارى از امراى خواجه وجيه الدّين مسعود بود و بمناسبت بزرگزادگى و ديندارى در ميان مردم نفوذ و شهرتى داشت . بعد از قتل پهلوان حسن بر كرسى امارت سربداريه نشست و او كه آخرين سربداران است و از جميع ايشان نيز مدّت رياست او بيشتر دوام كرده بمناسبت اظهار كمال علاقه بمذهب تشيّع و سعى در ترويج مناقب ائمه و اقامهء مراسم اين دين و احترام سادات اشتهار زياد بهم رسانده است . خواجه على در ابتداى سلطنت درويش عزيز مجدى را با جماعتى به جنگ ملك معز الدّين حسين كرت روانه كرد و چون درويش بنيشابور رسيد نسبت به او تغيير عقيده داده اتباع خود را بازخواند و درويش را كه عازم عراق بود دستگير كرده در سال 777 كشت و نسبت به شيخيان جوريه نيز بدگمان شد و قبر شيخ حسن جورى را به مزبله مبدّل ساخت و اين كيفيت باعث نفرت جوريه از او شد و يكى از آن طايفه كه درويش ركن الدين نام داشت در 778 بفارس رفت و از شاه شجاع استمداد نمود ، شاه شجاع او را يارى كرد و درويش بخراسان برگشته در 779 سبزوار را مسخر خود ساخت و خطبه و سكه بنام او جارى شد ، خواجه على بمازندران رفت و به كمك امير ولى كه در اين تاريخ بر مازندران مستولى شده بود سبزوار را از دست اتباع درويش ركن الدّين پس گرفت و بار ديگر بر آن ديار مسلط گرديد . خواجه على مؤيد ولايات قاين و طبس و ترشيز و قهستان را نيز بر ممالك خود ضميمه ساخت و از دامغان تا سرخس قلمرو او وسعت يافت . ما بين او و امير ولى چند بار كشمكش شد و امير ولى بالاخره سبزوار را در محاصره گرفت ، خواجه على بامير