عباس اقبال آشتيانى
472
تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )
رسيده پس از شور مصلحت چنين ديدند كه براى دفع شر امير وجيه الدين مسعود بعضى از ولايات مازندران را به او واگذارند و همينكه سربداران در اعماق جنگلها و درههاى رستمدار داخل شدند بر سر ايشان تاخته كارشان را بسازند . امير مسعود در 18 ذىالقعده سال 743 بآمل وارد گرديد و در دشت اطراف آن شهر اردو زد ، لشكريان جلال الدولة و شاه غازى شروع به دستبرد باردوى او كردند و بر اثر تاختوتازهاى متوالى امير سربدارى را مستأصل نمودند . امير مسعود از ناچارى پس از نه روز اقامت در آمل به طرف رستمدار حركت نمود و در آنجا نيز دچار همين مضيقه شد و سپاهيانش گرفتار تعرض لشكريان مازندرانى گرديدند و او عاقبت رو بفرار گذاشت و همراهيانش مقتول يا متفرق شدند و خود او نيز بچنگ مازندرانيان گرفتار افتاده در تاريخ آخر ربيع الاول 745 بقتل رسيد . آقا محمد آيتمور ( 745 - 747 ) - بعد از قتل امير وجيه الدين مسعود كه مشهورترين امراى سربدارى است سركردگى اين جماعت نصيب گماشتگان و نوكران او شد و ايشان چند سالى يكى بعد از ديگرى امارت كردند و غير از آخرين ايشان كه به مناسباتى مشهور شده است بقيه اسمورسم معتبرى ندارند . محمد آيتمور يكى از نوكران پدر امير وجيه الدين مسعود و امير عبد الرزاق بود و او را امير مسعود از جانب خود بنيابت در سبزوار گذاشته بود . همينكه خبر قتل امير مسعود رسيد محمد آيتمور بجاى او نشست و قريب دو سال باستقلال امارت مىكرد . مريدان شيخ حسن جورى كه مايهء عظمت و اهميّت سربداران بودند چون محمد را نسبت به خود بىتوجه ديدند به رياست خواجه شمس الدين على بر او قيام كردند و او را دستگير نموده به قتلش رساندند و كلو اسفنديار « 1 » يكى ديگر از نوكران امير مسعود را بجاى او برداشتند . كلو اسفنديار ( 747 - 749 ) - حكومت كلو اسفنديار يك سال و يك ماه طول كشيد و او كه مردى رذل و بىاصل و نسب بود حركات زشت كرد ، به همين جهت باز جوريه و سربداران بسركردگى خواجه شمس الدّين على مزبور او را گرفته كشتند و برادر امير مسعود خواجه شمس الدين فضل الله را به رياست برداشتند . شمس الدين فضل الله ( در 749 ) - بعد از قتل كلو اسفنديار مردم خواستند
--> ( 1 ) - كلو يعنى مهتر و كلانتر .