عباس اقبال آشتيانى

مقدمه 54

تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )

آليك تهران ص 27 و 31 . نظرى به تاريخ آذربايجان ، دكتر محمد جواد مشكور ، ص 402 . قبالجات ماتناداران ، ايروان ، ج 1 قباله‌هاى شماره 8 و 16 . Lynch . H ! Armenia . Travels and Studies . London . 1901 . vol 2 . p : 126 ( 66 ) - شرف‌نامه ، امير شرف خان بدليسى ، به كوشش محمد عباسى . تهران ، مطبوعاتى علمى ، ص 455 . ( 67 ) - سياحت درويشى دروغين ، ا ، وامبرى ، ترجمهء فتحعلى خواجه‌نوريان ، صفحات 77 - 78 - 80 - 112 - 411 - 414 . ( 68 ) - ترك ادبياتمدا ايلك متصوفلر ، محمد فؤاد كوپرولوزاده . استانبول 1918 ، ص 70 . علاوه بر اينكه اين كتاب جامع و پرفايده ، بيشترين صفحاتش به مناقب و فضايل و سرگذشت احمد يسوى اختصاص يافته است . با اين وصف ، براى آگاهى خوانندگان از ميزان حرمت اين صوفى مشهور در تركستان ، نوشته‌هاى فضل اللّه بن روزبهان خنجى را نيز به شرح زير يادآورى مىنمايد : « . . . تا آنكه در روز شنبه چهارم ذىحجه احرام زيارت مرقد منور و مشهد معطر حضرت قطب زمان ، مقتداى اجلة المشايخ فى العالم ، خواجه احمد اليسوى ، قدس اللّه روحه العزيز بسته ، بامداد اين روز از صبرام بيرون آمدم و آخر همين روز مشرف به زيارت مزار مبارك شديم و از بركات روح مقدس آن قطب يگانه آمن از شرور و آفات زمانه گشتم و مجاورت آن مرقد فيض آثار و آن مزار فلك‌مدار كه كعبه سالكان مسالك رياضات و قبله مجاهدان سبيل عادات است ، موجب زيادتى اطمينان و آرام شد . » مهمان‌نامهء بخارا ، تأليف فضل اللّه بن روزبهان خنجى ، به اهتمام منوچهر ستوده ، تهران 1341 ، ص 254 . ( 69 ) - سفرنامهء مازندران و استرآباد ، ه . ل . رابينو ، ترجمهء علىنقى وحيد مازندرانى تهران ، بنگاه ترجمه و نشر كتاب ، ص 126 و 219 . ( 70 ) - نام اين قلعهء عظيم و باستانى را گورچين يا گوگرچين بمعنى : ( كبوتر ) خواندن ، اشتباه است . اولا خيلى بىمورد و نارواست كه دژ بدان عظمت و قدمت را به كبوتر نسبت بدهند يا از اين پرنده كوچك ، كسب نام نمايند . ثانيا كلمه « گورچين » يك اسم تركى است . در صورتى كه اين قلعه ، هزار سال قبل از رواج زبان تركى در آذربايجان ، وجود داشته و نامى به خود اختصاص داده بود و آن نام گوره‌چين gow ra chin است . كلمه گوره gowra در زبان كردى بمعنى بزرگ به كار رفته ، به اوستايى ugra و به پهلوى gafra ثبت شده است ، بهدينان يزد نيز گور gavr مىگويند . در نواحى كردنشين نوار مرزى ايران و عراق و تركيه و غرب درياچه اروميه با نام اعلام جغرافيايى به كرات ديده مىشود . مانند تپه بزرگ و معروف گوره در شمال عراق كه از نظر كاوشهاى باستانشناسى شهرت جهانى دارد . تپه بزرگ « گردگوره » در محال اشنو ، كه در سال 1344 آقاى على اكبر سرفراز با هيئت باستان‌شناسى آنجا را بررسى كرده‌اند . گردنه و گذر « گوره‌شنگه » واقع در مرز ايران و عراق روبروى خانه . قله رفيع گوره‌ميز در كردستان هكارى و مرزهاى مرگور . كلمهء « گين » در لغات سهم‌گين ، خشم‌گين ، شرم‌گين و غيره كه پسوند دارندگى و اتصاف است ، به صورت « چين » در اعلام و اماكن غرب درياچه اروميه و شمال شرقى عراق رسم الخط