عباس اقبال آشتيانى

461

تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )

كرد و يكى از ايشان امير وجيه الدّين اسماعيل را كشت و امير مسعود رشيدى عم امير اسماعيل كه به يارى برادرزاده آمد او را نيز آن جماعت بىسروپا بقتل آوردند و چون اين خبر بتبريز رسيد خواجه زكريا كه در مراحل پيرى سر مىكرد بر قتل پسر و برادر سخت گريست و سلطان حسين بجاى ملامت برادر ، او را به حكومت بغداد منصوب نمود . شيخ على از اين پيشامد مسرور شده قاتلان امير اسماعيل و امير مسعود را اكرام كرد و چون كفايت ادارهء كارها را نداشت پير على بادك را كه از جانب شاه شجاع در شوشتر حكومت مىكرد ببغداد خواسته او را مدير امور مملكتى قرار داد و چيزى طول نكشيد كه شاهزاده شيخ على و خواجه پير على رايت طغيان برافراشته عراق عرب را براى خود ادعا كردند و از اطاعت امر سلطان حسين سرپيچيدند . سلطان حسين و عادل آقا در سال 782 با اردوئى عظيم از تبريز حركت نموده رهسپار بغداد شدند . مخالفين چون توانائى پايدارى نداشتند بشوشتر گريختند . سلطان حسين در بغداد ماند و عادل آقا بتعقيب شاهزاده شيخ على و پير على بخوزستان رفت شيخ على از در اطاعت درآمد و قرار شد كه به همان شوشتر قناعت نمايد و ديگر در امور عراق عرب تصرف نكند ، عادل آقا بعد از سركوبى شيخ على چون از سلطان حسين رنجيده بود به سلطانيه مراجعت نمود و سلطان هم اندكى بعد به علت هوادارى بعضى از مردم بغداد از شيخ على و دعوت او به مراجعت تاب مقابلى در خود نديده بتبريز آمد و شيخ على بغداد را تحت امر خويش آورد . قتل سلطان حسين در 784 - بعد از مراجعت بتبريز سلطان حسين جهت استمالت عادل آقا بيشتر سپاهيان خود را به سلطانيه فرستاد تا او را در گرفتن بعضى از قلاع رى از چنگ امير ولى كمك نمايند . چون در اين موقع ديگر تقريبا از امرا و لشكريان سلطان حسين كسى در تبريز نبود برادر او احمد غفلة از شهر خارج شده باردبيل و موقان و اران رفت و لشكريانى تهيه ديده بتبريز برگشت و ناگهانى بر سر برادر تاخته او را گرفت و در يازدهم صفر سال 784 بقتل رساند و خود بجاى او بنام سلطان احمد پادشاه شد . سلطان احمد ( 784 - 813 ) - بعد از قتل سلطان حسين برادر ديگر او ابو - يزيد از ترس از تبريز گريخته به سلطانيه پيش عادل آقا رفت و عادل آقا او را به پادشاهى