عباس اقبال آشتيانى

458

تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )

بتبريز رفت و پس از گذراندن تابستان زمستان را ببغداد رجعت نمود و در همين ضمن امراى او بر كاووس امير شروان نيز دست يافتند و او را بند كرده پيش اويس آوردند اويس پس از سه ماه او را بخشوده به مملكت خود برگرداند . فتح رى در 772 - در سال 770 و 771 شاه شجاع و برادرش شاه محمود هريك براى آنكه حمايت و كمك سلطان اويس را به طرف خود جلب كنند كسانى پيش اويس فرستادند و تقاضاى وصلت با دختر او را كردند . شاه محمود به شرحى كه در پيش گذشت بالاخره موفق شد كه در سال 771 دختر سلطان اويس را در عقد خود درآورد و در اين معامله بر برادر و رقيب خود شاه شجاع غلبه كند . در نتيجهء اين وصلت پشت شاه محمود بآل جلاير قوى گرديد و نقشهء شاه شجاع در قطع رشتهء خصومت بين ايشان و خود خنثى شد در سال 772 امير ولى از ميرزادگان طغا تيمور خان كه بعد از قتل او بر جرجان استيلا يافته و تا حدود رى دامنهء متصرفات خود را بسط داده بود نسبت بسلطان اويس از در مخالفت درآمد و اويس به قصد سركوبى او عازم رى شد . سلطان اويس امير ولى را منهزم نمود و حكومت رى را به يكى از امراى خود كه قتلغ شاه نام داشت واگذاشت قتلغ شاه دو سال بعد مرد و مقام او نصيب عادل آقا گرديد و اين عادل آقا كه ابتدا شحنهء بغداد بود بتدريج در دستگاه ايلكانيان ترقى يافته از امراى معتبر مشهور شد . حكومت بغداد را سلطان اويس در سال 769 پس از وفات سلطان شاه خازن بار ديگر به خواجه مرجان واگذاشته بود و چون خواجه مرجان در 774 فوت كرد سلطان حكومت بغداد را به خواجه سرور از امراى خود داد ، خواجه سرور بر اثر طغيان دجله و تلف شدن 000 ، 40 اهالى از غصه مرد ، اويس امير وجيه الدّين اسماعيل رشيدى پسر امير شمس الدين زكريا را كه نوادهء خواهرى خواجه غياث الدّين محمد وزير مىشد به حكومت پايتخت خود برگزيد . و برادر اين امير زكريا يعنى خواجه نجيب الدين نيز سمت وزارت اويس را داشت . وفات اويس در غرهء جمادى الاولى 776 - در سال 774 امير ولى بار ديگر بعراق عجم تاخت و ساوه را گرفت و بجرجان برگشت . سلطان اويس بعزم قلع