عباس اقبال آشتيانى

454

تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )

اصفهان مقاومت كردند و چون ملك اشرف ديد كه به غلبه نمىتواند بر آن شهر دست يابد به همان قناعت نمود كه در اصفهان اهالى خطبه و سكه را بنام او كنند و بتبريز برگشت و جمعى از امرا و رجال را كه در حبس داشت كشت و بقراباغ رفت . ظلم و بىباكى ملك اشرف مردم تبريز را بجان آورد و علما و زهاد آن شهر تاب مظالم او را نياورده در پى راحت و چاره‌جوئى آن شهر را ترك گفتند و از ايشان يكى كه قاضى محيى الدّين بردعى نام داشت به طرف شهر غازان ( سراى ) پيش جانى بيك خان اوزبك پادشاه مغول مسلمان دشت قبچاق كه مردى ديندار و فضل‌دوست بود رفت و در آن شهر بوعظ پرداخت . روزى كه جانى بيك نيز در مجلس وعظ او حضور داشت به وضعى مؤثر مظالم ملك اشرف را تقرير كرد ، جانى بيك و حضار چنان متألم شدند كه استيصال ملك اشرف و نجات مردم را از چنگ او تصميم گرفتند و جانى بيك در ظرف يك ماه سپاهيانى فراهم آورده و ايشان را در سال 758 از راه دربند بآذربايجان فرستاد . ملك اشرف چون خبر رسيدن لشكريان جانى بيك را شنيد اموال عظيمى را كه بجور و ستم گرد آورده بود بر چهارصد استر و هزار شتر بار كرده روانهء سمت خوى نمود و خود در اوجان اردو زد . سپاهيان جانى بيك به سهولت اردوى ملك اشرف را پراكنده ساختند و ملك اشرف به عجله در عقب خزاين خود روانه شد ولى در خوى گرفتار و بتبريز آورده شد و باصرار حكمران شروان و قاضى محيى الدّين او را كشتند و عموم خزاين و نفايس او نصيب غالبين گرديد « 1 » و امراى چوپانى از ميان رفتند . جانى بيك پس از اندكى تيمور تاش پسر ملك اشرف و سلطان بخت دختر او را با خود برداشته عازم شهر غازان گرديد و پسر خود بردى بيك را با 50 هزار لشكرى در آذربايجان گذاشت ولى بردى بيك كمى بعد بمناسبت مرض پدرش بدشت قبچاق برگشت و اخى جوق نايب او در تبريز ماند . امراى چوپانى 1 - امير شيخ حسن كوچك بن تيمور تاش بن امير چوپان از 738 تا 744 2 - ملك اشرف برادر شيخ حسن از 744 تا 758

--> ( 1 ) - در همين باب گفته‌اند : ديدى كه چه كرد اشرف خر * او مظلمه برد و ديگرى زر .