عباس اقبال آشتيانى
450
تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )
شهاب الدين سليمان شاه ايوائى از رؤساى معتبر كرد را داشت به جنگ پرداخت و عز الدّين را مغلوب ساخت ولى گرفتار جنگ با سليمان شاه ايوائى گرديد و بين اين دو امير كرد محاربات بسيار اتفاق افتاد ، ابتدا حسام الدّين خليل سليمان شاه را منهزم كرده قسمتى از كردستان را از تصرف او بيرون آورد ولى چون سليمان شاه در تحت حمايت المستعصم باللّه خليفهء عباسى و از امراى لشكرى دار الخلافه بود به كمك سپاهيانى كه خليفه به او داد حسام الدّين خليل را مغلوب ساخت و حسام الدّين علىرغم خليفه و سليمان شاه بمغول توسل جست و مغول حسام الدّين خليل را تحت حمايت خود گرفته او را به شحنگى لر كوچك منصوب نمودند . سليمان شاه بار ديگر به كمك 69000 نفر از لشكريان خليفه بر سر حسام الدّين خليل تاخته او را در سال 640 در صحراى شاپور خواست ( از بلاد بين اصفهان و خوزستان در 22 فرسخى نهاوند ) بقتل رساند و جسد او را سوخت « 1 » . چون خبر اين واقعه به مغولانى كه در آذربايجان بودند رسيد بر اقدام سليمان شاه در قتل شحنهء ايشان متغيّر شده قريب 10000 نفر از سواران آن جماعت از تبريز به طرف همدان و بغداد حركت كردند و در اطراف خانقين بر دستهاى از سواران سليمان شاه زدند و در ربيع الآخر سال 643 به سمت حصارهاى بغداد پيش آمدند . خليفه شرف - الدّين اقبال شرابى را به جلوى ايشان فرستاد و او مغول را منهزم ساخته بغداد را در آن موقع از استيلاى ايشان نجات بخشيد . بعد از قتل حسام الدّين خليل بن بدر پسرش بدر الدّين مسعود جاى او را گرفت و به جهت كشيدن انتقام قتل پدر خويش باردوى منگو قاآن رفت و از خان مغول در اين كار استعانت جست . منگو قاآن بدر الدّين مسعود را در خدمت برادر خود هولاگو به ايران فرستاد و بدر الدّين در ركاب هولاگو در فتح بغداد با اردوى سليمان شاه مىجنگيد و چون سليمان شاه در واقعهء فتح دار الخلافه بقتل رسيد اعضاى خاندان سليمان شاه را مغول ببدر الدّين بخشيدند و بدر الدّين ايشان را با خود به لرستان آورد و پس از آباد شدن بغداد جماعتى از آن اسرا را به آن شهر برگرداند .
--> ( 1 ) - سليمان شاه اين رباعى را در واقعهء قتل حسام الدين خليل گفته : بيچاره خليل بدر حيران گشته * تخم هوس بهار در جان كشته ديو هوسش ملك سليمان مىجست * شد در كف ديوان سليمان كشته