عباس اقبال آشتيانى

446

تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )

گرفت و ارغون او را مأمور آوردن خواجه شمس الدّين جوينى صاحب‌ديوان كرد . يوسف شاه خواجه را پيش ارغون برد و خواجه دختر خود را به زوجيت به اتابك داد . پس از قتل خواجه شمس الدّين اتابك يوسف شاه بفرمان ارغون ببلاد لر برگشت و تا سال فوت خود يعنى 688 در لرستان بود . اتابك افراسياب ( 688 - 695 ) - اتابك يوسف شاه دو پسر داشت ، افراسياب و احمد افراسياب بجاى پدر بمقام اتابكى رسيد و برادر خود احمد را به ملازمت ايلخان فرستاد . اتابك افراسياب مردى مستبد و ظالم بود ، ابتدا افراد خاندان وزير پدر خود را مصادره كرده ايشان را به وضعى شنيع كشت و جماعتى از كسان ايشان از ترس باصفهان پناه بردند و افراسياب براى دستگيرى آن جماعت يكى از اقارب خود را باصفهان روانه داشت و اين واقعه مقارن شد با مرگ ارغون ( 690 ) و پريشانى اوضاع دربار ايلخانى ، افراسياب موقع را براى قيام و طغيان بر ضدّ مغول مناسب ديد و امر داد تا اتباع او مغولانى را كه در اصفهان مقيم بودند كشتند و از طرف خود بهمدان و فارس تا كنار دريا حكامى فرستاد و مصمم حملهء بتبريز گرديد و خود او نيز بعراق آمده در نزديكى قهرود كاشان يكى از سرداران مغول را شكست داد و غنايم بسيار گرفت و نسبت به اسراى مغول به زشتى تمام رفتار نمود . ايلخان جديد يعنى گيخاتو كه از حركات افراسياب و جلادت او بخشم آمده بود سپاهيانى فراوان به سركوبى افراسياب و طوايف لر بزرگ فرستاد . مغول دست به كشتار لر گذاشتند و افراسياب كه توانائى مقاومت نداشت به قلعهء منگشت پناه جست . عاقبت چون ديد حريف مغول نمىشود باردوى گيخاتو آمده طلب عفو كرد و مورد بخشايش ايلخان قرار گرفت و افراسياب برادر خود احمد را در اردو گذاشته خود به لرستان رفت و اين‌بار نيز جماعتى از امرا و بزرگان مملكت خود را به بهانه‌هائى بقتل آورد تا كاملا مستقل باشد . در عهد ايلخانى غازان خان ابتدا افراسياب مورد عنايت ايلخان بود و از جانب غازان در بلاد لر امارت مىكرد . در سال 695 موقعى كه غازان بهمدان آمد افراسياب به خدمت او رسيده پس از اقامهء مراسم خدمتگزارى مرخص شد ولى در مراجعت امير