عباس اقبال آشتيانى
441
تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )
شيراز به جلوى امير تيمور تاخت و بر 30000 لشكريان تيمورى زد و با اينكه رشته و نظم جناحين لشكر او از هم گسيخت خود او مردانه جنگيد و چند بار بقلب سپاه امير تيمور حمله برد تا آنكه صف مقاومت ايشان را درهم شكست فقط امير تيمور و پنج نفر از ياران او تنها ماندند و دو نوبت شاه منصور شمشير بر كلاهخود امير تيمور زد و بواسطهء آنكه يكى از امراى او سپر خود را پيش آورد بامير صدمهاى نرسيد و شاه منصور كه سه زخم برداشته بود به طرف شيراز برگشت ولى يكى از اتباع امير تيمور او را نشناخته از سر اسب پائين آورد و آن جوان رشيد را در همانجا بقتل آورد . بعد از قتل شاه منصور ساير افراد خاندان مظفرى يعنى سلطان احمد و سلطان مهدى پسر شاه شجاع و داماد سلطان احمد و سلطان ابو اسحاق و شاه نصرة الدّين يحيى و پسران او يعنى سلطان جهانگير و سلطان محمد همگى به خدمت امير تيمور گوركانى شتافتند و امير جميع ايشان را مقيد نمود . ابتدا سلطان شبلى كه بفرمان پدر خود شاه شجاع كور شده و سلطان زين العابدين را كه از دست شاه منصور ديدهء جهانبينش نابينا گرديده بود بسمرقند فرستاد سپس فارس را به پسر خود عمر شيخ سپرده با شاهزادگان خاندان مظفرى عازم اصفهان شد ولى قبل از رسيدن به اين شهر فرمان داد تا در تاريخ دهم ماه رجب سال 795 در قريهء ماهيار ولايت قمشه جميع افراد آل مظفر را از بزرگ و كوچك كشتند و بقيه را هم حكام تيمورى در ولايات بقتل آوردند . عدد مقتولين اين خانواده را بدست كاركنان تيمور هفتاد نوشتهاند . خلاصه اين خاندان بزرگ كه بر اثر وجود شاعر بزرگوار خواجه حافظ شيرازى نامى بلند در تاريخ ادبيات ايران گذاشتهاند به اين شكل فجيع از ميان رفت و اثرى از آنان جز اين نام نيك باقى نماند « 1 » و يكى از شعراى آن عهد در باب برافتادن آل مظفر مىگويد : بعبرت نظر كن به آل مظفر * شهانى كه گوى از سلاطين ربودند كه در هفتصد و پنج و تسعين ز هجرت * دهم شب ز ماه رجب چون غنودند چو خرما بنان در زمانها برستند * چو ترّه به اندك زمانى درودند سلاطين آل مظفر اگرچه مردمانى رشيد و شمشيرزن و مروج علم و ادب بودند
--> ( 1 ) - از ميان آل مظفر فقط يك نفر كه پسر سلطان زين العابدين بود گريخت و او كه خود را سلطان معتصم مىخواند بعد از مرگ تيمور چند روزى كروفرى داشت .