عباس اقبال آشتيانى

438

تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )

بعد از قتل عام اصفهان امير تيمور عازم شيراز شد . سلطان احمد كه قبلا فرمان امير تيمور را گردن نهاده بود يكى از امراى خود را به خدمت امير فرستاد و چون امير تيمور نسبت بسلطان احمد اظهار عنايت كرد سلطان احمد نيز باردوى او شتافت و امير تيمور بىزحمتى ممالك آل مظفر را مسخر ساخته آن را بين شاه يحيى و سلطان احمد و سلطان ابو اسحاق پسر سلطان اويس بن شاه شجاع تقسيم نمود و به علت اخبار ناخوشى كه از ماوراءالنهر مىرسيد به آن سمت برگشت . اما سلطان زين العابدين كه به طرف بغداد مىگريخت در نزديكى شوشتر فريب وعدهء امداد شاه منصور حكمران آن نواحى را خورده بچنگ او اسير شد و شاه منصور سلطان زين العابدين را در قلعهء سلاسل شوشتر محبوس نمود . شاه يحيى ( 789 - 795 ) - امير تيمور حكومت شيراز را بشاه نصرة الدين يحيى و سيرجان را بسلطان ابو اسحاق بن اويس بن شاه شجاع و كرمان را بسلطان عماد الدين احمد واگذاشت و چون اين تقسيم به عمل آمد شاه يحيى بشيراز آمده به آرزوى ديرينهء خود رسيد و بجاى شاه شجاع و سلطان زين العابدين بر كرسى امارت مظفرى نشست . سلطان ابو يزيد كه در يزد بود و خيال رفتن بهند داشت همين‌كه از تقسيم ممالك مظفرى اطلاع يافت و خود را بىنصيب ديد بكرمان آمد و با جمعى از اوغانيان دست يكى كرده بر ضد سلطان احمد عصيان نمود . سلطان احمد ايشان را مغلوب ساخته ابو يزيد را گرفت و برادر را عفو كرده به طرف هرموز فرستاد و ابو يزيد اموال باقيماندهء آن حدود را جمع آورده بكرمان مراجعت كرد و تا سال فوت خود يعنى سال 792 در خدمت برادر بود . اما شاه منصور پس از بند كردن سلطان زين العابدين و شنيدن خبر مراجعت امير تيمور از شوشتر عزيمت شيراز نمود و شاه يحيى كه در خود در مقابل برادر خردتر تاب مقاومت نمىديد شيراز را رها كرده بيزد آمد و شاه منصور به سهولت بر شيراز دست يافت « 1 » .

--> ( 1 ) - حافظ در بشارت اين پيشرفت مىگويد : بيا كه رايت منصور پادشاه رسيد * نويد فتح و بشارت به مهر و ماه رسيد جمال بخت ز روى ظفر نقاب انداخت * جمال عدل بفرياد دادخواه رسيد . الخ