عباس اقبال آشتيانى

437

تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )

زين العابدين درآمدند و سلطان پس از تسخير اصفهان حكومت آنجا را بامير مظفر الدين كاشى خال خود سپرده به نطنز رفت و ابو يزيد را كه در آنجا از جانب شاه يحيى حكومت داشت مغلوب كرد و ابو يزيد به لرستان گريخت و زين العابدين بشيراز برگشت . شاه شجاع چنان كه گفتيم قبل از فوت حكومت كرمان را به برادر خود عماد الدين احمد واگذاشت و احمد دوازده روز پيش از مرگ شاه شجاع به آن سرزمين رسيده در آنجا مستقر گرديد . بعد از مرگ شاه شجاع زين العابدين امير سيورغتمش اوغانى را به سردارى دو قبيلهء جرمائى و اوغانى نامزد نمود و اين امير گردنكش با سلطان احمد آغاز مخالفت كرده بر او قيام نمود و چند بار بين طرفين جنگ اتفاق افتاد تا آنكه بالاخره سلطان احمد او را در سال 787 بقتل رساند و شرّ او بر طرف شد . در سال 788 سلطان ابو يزيد كه از دست سلطان زين العابدين به لرستان گريخته بود جماعتى دور خود جمع نموده بكرمان آمد . سلطان احمد در صدد خواندن او به خدمت خود بود ولى چون شنيد كه اتباع گرسنهء او به غارت آباديها و تعدى به مردم پرداخته‌اند او را بكرمان راه نداد و ابو يزيد بيزد پيش شاه يحيى رفت . در همين سال 788 امير تيمور گوركان كه بر تمام ماوراءالنهر و تركستان و قسمتى از ايران استيلا يافته بود فرستاده‌اى بشيراز پيش سلطان زين العابدين روانه داشته از او خواست كه چون پدرش شاه شجاع او را بامير سپرده به خدمت بشتابد . سلطان زين العابدين به پيغام امير تيمور جواب و به ايلچى او اجازهء مراجعت نداد و امير گوركانى در شوال سال 789 از همدان باصفهان آمد و امير مظفر الدين كاشى حكمران آنجا را در اطاعت خود درآورد . سلطان زين العابدين و امراى او از ترس ببغداد گريختند ولى شاه يحيى قبول فرمان نمود . مأمورين امير تيمور در اصفهان به جمع‌آورى مالى كه مردم جهت لشكريان امير قبول كرده بودند مشغول شدند ولى چون از ايشان تعدى و ظلم نسبت بمال و عيال مردم سرزد اهالى اصفهان ايشان را كشتند . امير تيمور از اين پيشامد متغيّر شده حكم قتل عام شهر را داد و در اين واقعه قريب 000 ، 70 نفر از اصفهانيان طعمهء شمشير لشكريان امير خونخوار شدند .