عباس اقبال آشتيانى

429

تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )

به كمك شاه شجاع بودند . دولتشاه از نوكران خواجه قوام الدّين صاحب عيار كه او را شاه شجاع براى آوردن خزانهء كرمان روانهء اين شهر كرده بود اتابك سلطان شبلى را فريفت و سلطان شبلى را از رفتن بشيراز بازداشت سپس اتابك مزبور را در كرمان كشته سلطان شبلى را نيز در قلعه‌اى محبوس ساخت و خود دعوى استقلال و حكومت نمود . شاه شجاع در بهار سال 766 بكرمان رفت و دولتشاه عاصى را منهزم ساخت و شهر را گرفت . دولتشاه از در اطاعت درآمد ولى كمى بعد چون خيال قتل شاه را در سر داشت به سزاى غدر خود رسيد و كرمان از هر جهت مسخر و مطيع شاه شجاع گرديد . شاه شجاع پس از استيلا بر كرمان به سركوبى طوايف اوغانى و جرمائى رفت و با اينكه بواسطهء علت درد پا چنان كه بايست نمىتوانست در تعقيب ايشان پايدارى كند آن طوايف را در زحمت كلى قرار داد و ايشان از شاه محمود كمك خواستند . شاه محمود هم شاه يحيى را بمدد ايشان فرستاد ولى شاه يحيى به زودى به اطاعت عم خود درآمده بيزد رفت و شاه شجاع امير سيورغتمش و ساير رؤساى اوغانى و جرمائى را مطيع كرد . آوازهء تجديد عظمت شاه شجاع ميل قلبى بسيارى از شيرازيان و اتباع شاه محمود را كه از تحكم و ظلم لشكريان آذربايجانى سلطان اويس جلاير به تنگ آمده بودند بار ديگر متوجه شاه شجاع كرد و شاه منصور پسر شاه مظفر يعنى برادر شاه يحيى هم از يزد به كمك عم خود آمد و اميد شاه شجاع به تصرف شيراز و راندن شاه محمود از آن سرزمين قوت گرفته به طرف كرسى سابق خود در حركت آمد . فتح شيراز در ذىالقعدهء 767 - جنگ بين لشكريان شاه شجاع و شاه محمود در شانزدهم ذىالقعده سال 767 در نزديكى پل فسا سر راه شيراز اتفاق افتاد و فتح نصيب شاه شجاع گرديد . شاه محمود و اتباع او بشيراز گريختند و چون ديدند كه مردم شهر باطنا با شاه شجاع همراهند چاره‌اى نديدند جز آنكه شهر را ترك گفته بعراق فرار كنند . شاه محمود در روز 24 ذىالقعده از شيراز بيرون رفت و شاه شجاع بمقر سابق خود وارد شد و در اين ضمن سلطان احمد هم از شاه محمود روىگردان شده بار ديگر به خدمت شاه شجاع پيوست و شاه محمود اضطرارا باصفهان پناه برد . در مراجعت بشيراز شاه شجاع بار ديگر به تقويت اصول مذهبى تسنن و ترغيب